عزیزان چون در سنّ58 سالگی شاعر شدم , لذا 58 سالی را که به
عزیزان چون در سنّ58 سالگی شاعر شدم , لذا 58 سالی را که به بطالت گذشت. , شبِ یلدای عمرم.
میدانم و این سروده در وصف خودم میباشد و بس.
+++++++++++++++
((( گلبانگ )))
ای خفته , تو بر خیز که شامت سپری شد .
گلبانگِ اذان , رهبرِ مرغِ سحری شد .
بر خیز و تو بشتاب به گلزارِ عبادت .
پیرانه سری نخلِ امیدت ثمری شد .
آن گویِ طلا , می رسد اکنون ز رهی دور .
هشدار , که وقت هنر و جلوه گری شد .
گر عهدِ شبابت , به بطالت همه بگذشت
صد شکر که این باقیِ عمرت. دُرَری شد .
بر حبلِ متین , معتصم و معتکف آمد .
دل داده به دلدار و حقیقت نگری شد .
ای خالقِ یکتا و تو ای قادرِ مطلق .
الغوث اگر سستی و کوته نظری شد .
در دایره یِ عشق , تو دیدی دلِ خاطی .
از شرم , رخم رنگ به رنگ و جگری شد .
اندر قفسِ سینه فرو ماندی و خاموش .
آنگونه که در برف , نهان کبکِ دری شد .
بر بامِ دلم خیمه زده مرغِ همایون .
کاینسان قلمم رایتِ فتح و ظفری شد .
بر عطرِ گلستانِ شمیم و به طنینم .
هر بار , مرا هدیه یِ بس تازه تری شد .
در دفتر سوّم که نسیم است , عظیما .
طوبایِ دلم , بارِ دگر باروری شد .
** ای خفته یِ غافل , شبِ یلدا سپری شد**
** گلبانگ اذان , رهبرِ مرغِ سحری شد **
+++++++++++++++++++++++
شعر از عبدالعظیم عربی= خوزستان.
* یاد آوری=منظور از: شمیم و طنین و نسیم=
سه کتابی است که به چاپ رسانده ام :
1= شمیم عشق. 2= طنین عشق. 3= نسیم عشق
میدانم و این سروده در وصف خودم میباشد و بس.
+++++++++++++++
((( گلبانگ )))
ای خفته , تو بر خیز که شامت سپری شد .
گلبانگِ اذان , رهبرِ مرغِ سحری شد .
بر خیز و تو بشتاب به گلزارِ عبادت .
پیرانه سری نخلِ امیدت ثمری شد .
آن گویِ طلا , می رسد اکنون ز رهی دور .
هشدار , که وقت هنر و جلوه گری شد .
گر عهدِ شبابت , به بطالت همه بگذشت
صد شکر که این باقیِ عمرت. دُرَری شد .
بر حبلِ متین , معتصم و معتکف آمد .
دل داده به دلدار و حقیقت نگری شد .
ای خالقِ یکتا و تو ای قادرِ مطلق .
الغوث اگر سستی و کوته نظری شد .
در دایره یِ عشق , تو دیدی دلِ خاطی .
از شرم , رخم رنگ به رنگ و جگری شد .
اندر قفسِ سینه فرو ماندی و خاموش .
آنگونه که در برف , نهان کبکِ دری شد .
بر بامِ دلم خیمه زده مرغِ همایون .
کاینسان قلمم رایتِ فتح و ظفری شد .
بر عطرِ گلستانِ شمیم و به طنینم .
هر بار , مرا هدیه یِ بس تازه تری شد .
در دفتر سوّم که نسیم است , عظیما .
طوبایِ دلم , بارِ دگر باروری شد .
** ای خفته یِ غافل , شبِ یلدا سپری شد**
** گلبانگ اذان , رهبرِ مرغِ سحری شد **
+++++++++++++++++++++++
شعر از عبدالعظیم عربی= خوزستان.
* یاد آوری=منظور از: شمیم و طنین و نسیم=
سه کتابی است که به چاپ رسانده ام :
1= شمیم عشق. 2= طنین عشق. 3= نسیم عشق
- ۱۲.۵k
- ۲۹ دی ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط