رمان

رمان ✩
پارت : ۱➪
نام داستان : السا و آنا ➪
⚠︎ کپی ممنوع ⚠︎
سلام اسم من السا هست ㋛︎ من از بچگی قدرت خاصی داشتم ❄︎ ولی قدرت من به خواهرم آسیب رسوند ☹︎ بریم با هم خاطرات بچگی منو ببینیم ♡︎ روزی که ما داشتیم بازی میکردیم در قصر یهویی مادرم منو و خواهرم رو دید و برای ما قصه گفت ♧︎︎︎ خواهرم خوابش برد اما من بیدار بودم و از مادرم پرسیدم چرا من قدرت دارم مادر برام یک شعر گفت که جواب سوال من در آن شعر نبود ☹︎ روزی که در حال بازی بودیم من به خواهرم آسیب زدم اما چطوری : من برای اون یک کوه یخ درست کردم و آنا خواهرم هم روی اون بازی کرد تا که من دوباره درست کردم کوه و آنا خورد به کوه دیگه و زخمی شد (;´༎ຶٹ༎ຶ`)پدر و مادرم بخاطر قدرت من من رو در یک اتاق زندانی کردن تا اینکه بزرگ شدم ولی پدر و مادرم فوت کرده بودن (ᗒᗣᗕ)՞
ادامه دارد ...
منتظر پست جدید باشین ♡´・ᴗ・`♡
دیدگاه ها (۴)

رمان ✩پارت : ۲ پارت آخر ➪ نام داستان : السا و آنا ➪⚠︎ کپی مم...

اینم از انتها پارت السا و آنا 😇سعی کردم دو پارت بشه 🙃که شد 😐...

سلام بچه ها🙃قراره یک رمان بزارم 📜پس منتظر باشید 👑

قراره رمان بنویسم 😄🍒منتظر رمان باشید 🍫🍬خیلی قشنگه این عکس کی...

#شب_خاص Part 25 بله پدرویو ت...

روزی روزگاری در جنگلی بزرگ. یک لاکپشتی به اسم لاکی خوابالو ب...

#deli1راستش علاقم به خوشمرام یه چیز معمولی نیست. خودش یه کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط