درچشم هایت......

درچشم هایت......

در چشم‌هات خرابم
از دست خودم خراب‌تر
حالی به حالی که می‌شود هوا
می‌رود سربازی
توی بغل دختر همسایه
تا بکشد دست روی مو
و در چشم‌بندی بعدی
ظهور کند دختری
که انار
جای سیب کال می‌خورد
تا برسد
کنار هفت سین
که دستی دیگر
خاطره‌ات بکشم با سیگار
و دود شود هوا
بس که دستم خراب
گرفته حالم
توی تور اندامی
که چشم داشت هنوز
به ساحل لب‌هات
لبه‌هات
و یک دست دیگر
که پا نداد هرگز
سیگارم را
خاموش کنم توی زیرسیگاری‌ت


.
دیدگاه ها (۳)

زندگی را وجب وجب گشتمتا کسی اهلِ دردِسر باشدیک نفر از نژادِ ...

دلم تنگ است و می‌دانم تو دیگر برنمی‌گردی بمانم هرچه خیره پشت...

چشمم به حرف آمده و بی قرار، لبکی بشکند سکوت مرا بی گدار، لبت...

آسمان ها،ترانه هایی آبیکوه هاقصه هایی سبزاما این را نمی دانم...

#اشتباه.یک.پری#پارت1----------------------------------------...

#عشقی.که.هرگز.پذیرفته.نشد. #پارت7---------------------------...

#قطعه‌ای.که.مارو.به.هم.وصل.می.کنه #پارت3--------------------...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط