گل

گل
گاو
زبان را
دمش کنی
با نبات

لیمو بچکانی در آن
بنفش‌ها جادو شوند
برقصند در هم
از پنجره
پاییز را نگاه کنی
چسبیده کلاهش را
اما دامنش
کنار رفته در باد
و
فنجانت را سر بکشی
گل
گاو
زبان
یعنی شعر ..
دیدگاه ها (۲)

فالَـت عجیـب آمد و خنـدیدی یک گـرگ پیـر جا شده در فنجـان ! پ...

نذر کردم گر از این غم به در آیم روزی ، تا درِ میکده شادان و ...

گر با سحر خو کنی بانگ خدا را بشنوی دل را اگر گیسو کنی ، هرشب...

دیوارهای دنیا بلند است و من گاهی دلم را پرت می کنم آن طرف د...

ғɪᴋᴀ: #اسـ‌تـاد_جـ‌ذاب_بی‌اعــ‌صابᴘᴀʀᴛ: 43از زبان ات:بارون ه...

📖 آکادمی آستریاپارت اول | «دختری از آب و یخ»هیچ‌کس نمی‌دانست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط