پارت اول
پارت اول
آت:خوابیده بودم که با صدای آلارم گوشیم بیدارشدم مدرسه دیرم شده بود
سریع رفتم سرویس و کارام رو انجام دادم اومدم پایین
م آت(مامان آت رو اینطوری نشون میدم )
م آت:دخترم بیا صبحانه بخور
آت:مامان دیرم شده باید برم
م آت :باشه عزیزم خدا حافظ
آت : خیلی دویدم تا رسیدم وارد حیاط مدرسه شدم لیارو دیدم دوید طرفم
لیا:سلام آت
آت: خفه شدم ولم کن لیا
لیا :بیا بریم تو کلاس
آت: لیااون دوتا پسر انتقالی اند
لیا اره چقدر جذابن
........
#اد_تهیونگ
آت:خوابیده بودم که با صدای آلارم گوشیم بیدارشدم مدرسه دیرم شده بود
سریع رفتم سرویس و کارام رو انجام دادم اومدم پایین
م آت(مامان آت رو اینطوری نشون میدم )
م آت:دخترم بیا صبحانه بخور
آت:مامان دیرم شده باید برم
م آت :باشه عزیزم خدا حافظ
آت : خیلی دویدم تا رسیدم وارد حیاط مدرسه شدم لیارو دیدم دوید طرفم
لیا:سلام آت
آت: خفه شدم ولم کن لیا
لیا :بیا بریم تو کلاس
آت: لیااون دوتا پسر انتقالی اند
لیا اره چقدر جذابن
........
#اد_تهیونگ
- ۱۷۰
- ۱۴ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط