استاد ماندگاری میگفتند رفتم پیش یه بازاری بهم گفت این مغا

استاد ماندگاری میگفتند رفتم پیش یه بازاری بهم گفت این مغازه ها رو میبینی ؟
کل بازار و این مغازه ها دست پسر حاج |آقا قرائتی همون که هی میاد مردمو به ساده زیستی دعوت میکنه حاج آقا گفتن مطمعنی؟
گفت آره حاجی منبع موثق دارم حاجی موثق!!!
گفتم اگه تو راست میگی خدا کمر اونی رو که حق مردمو میخوره بزنه اگه تو دروغ میگی خدا کمر شما رو بزنه
با اطمینان دستشاش بر بالا که بگه آمین حاج آقا گفت :
مرد نا حسابی حاج آقا قرائتی که اصلا پسر ندارن
با تعجب گفت ولی من از یه منبع موثق شنیدم!!!!
منبع موثق ما نسبت به اوضاع بعضی از آدما اینجوریه!!!
بعله
دیدگاه ها (۷)

#چندخاطره🔸بُرش‌هایی از زندگی سردار شهید رضا ابوطالب‌زاده سرا...

انتقام یا عشق

جادویی به نام عشق

پارت ۱۶

فرزندِ آقامون امام سید مجتبی خامنه‌ای رتبه ۱۰۶ کنکور انسانی ...

معامله نهاییپارت ۶۹« میشه یک بار دیگه بدون اینکه از زیباییش ...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)chapter:2P.1×هی پسر کانگ وو:ب...

اسمات ...............[منحرف ها کامنت ها]ویو تهیونگ :داشتم جی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط