مثل طوفانی که دریا را پریشان میکند
مثل طوفانی که دریا را پریشان میکند
شاعری آرام را موی تو ویران میکند
من همان مجنون تنهایم که با حالی خراب...
گریه های هر شبش را در بیابان میکند
قلب ناآرام را اینگونه تسکین میدهم:
دوستم دارد ففط "لب هاش" پنهان میکند
عهد بستم از "لبت" دیگرنسازم مصرعی
تا به فکرم مینشینی شعر طغیان میکند
یک" غزل" کردی تعارف بر من و انگار که...
عشق را عشقی دگر بر "عشق"مهمان میکند
شاعری آرام را موی تو ویران میکند
من همان مجنون تنهایم که با حالی خراب...
گریه های هر شبش را در بیابان میکند
قلب ناآرام را اینگونه تسکین میدهم:
دوستم دارد ففط "لب هاش" پنهان میکند
عهد بستم از "لبت" دیگرنسازم مصرعی
تا به فکرم مینشینی شعر طغیان میکند
یک" غزل" کردی تعارف بر من و انگار که...
عشق را عشقی دگر بر "عشق"مهمان میکند
- ۳۲۶
- ۲۴ اسفند ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط