Part 9

Y/n pov:
رفتم درو باز کردم با کسایی که دیدم توی شوک عمیقی رفتم وات دا فاک اینا اینجا چیکار میکنن اصلا چطور اینجا رو پیدا کردن اصلا چرا باید بیان اینجا یعنی تعقیبمون کردن یعنی.... با صدای هوسوک که داشت اسممو صدا میزد به خودم اومدم دو روز نگذشته اینقدر صمیمی شدنا🗿


_ا.ت ، ا.ت ، ا.تتتتت خوبیی؟


_ا.اوه هوسوک شما اینجا چیکار میکنین؟ الان نباید خونه باشین برای امتحان فردا رو بخونین؟ اصلا چجوری آدرس اینجا رو پیدا کردین؟ نکنه تعقیبمون کردین؟ یعنی چطوری...


_اروم آروم نفس بگیر باید در مرود یه چیزایی حرف بزنیم! همین الان!
هوسوک گفت و بعد با سردی تمام به من نگاه میکرد چرا با این نگاهاش احساس میکردم توی دلم غوغاعه؟ ا.ت چرا داری چرت و پرت میگی🗿


_ب.باشه بیاین تو...


Tae pov:
وقتی وارد خونه شدیم اصلا شبیه اون ویلای بزرگی که داشتن نبود یه خونه معمولی با کلی گل به سگم اونجا بود ای کاش یونتان اینجا بود دلم براش تنگ شده پسرم با صدای کوک که از آشپزخونه اومد بیرون طرفش چرخیدم


_ا.ت بم داره جرم میده یه کاری ک...ی.یاااا شما اینجا چیکار میکنین!
جونگکوک گفت اعصبانی شده بودم اون بم کیه؟ خودم پارش میکنم چه طور جرعت میکنه به پسر من دست بزنه؟....وات دا الان به جونگکوک گفتم پسرم؟ هممون دیوونه شدیم اون از هوسوک که صبح گفتم فک کنم ا.ت با الکس خیلی صمیمی بود...اصلا نزاشت حرفمو کامل کنم گفت ا.ت مال منه و نامجون گفت یه احساسی به جین دارم جنی هم که....حالا هم من 🗿 به مسیح دو روز کامل همو ندیدیم


Y/n pov:
اون کیم تهیونگ.....کوک رو گذاشته روی پاش و کوک با صورت سرخش داره نگاهش میکنه میگم برم...با نگاه سنگین یه نفر که نگاهش آشنا هم بود صورتمو سمتش چرخوندم (امید وارم فهمیده باشین:/) با سرفه مصنوعی لیسا از فاز اومدیم بیرون


_اهم خواستین چیزی رو توضیح بدین یا من بد فهمیدم؟
جین گفت و منم سری تکون دادم کوک که از حالت عادیش اومده بود بیرون شبیه لبو شده بود اگه یکم ادامه میداد ذوق میشد پس گفتم: کوک بیا اینجا!


_باش....


_اونوقت به تو چه ربطی داره که کوک پیش کنه یا نه؟
تهیونگ حرصی گفت ، اون چشه🗿


_یاااا عوضی اون دوست بچگی ماسس!


کوک با یه حرکت از بغل ته اومد بیرون و سریع بین من و جین نشست من با نیشخند به ته نگاه میکردم ته هم با حالت اعصبانی به ما نگاه میکرد که هوسوک با جمله ای که گفت شوکه شدیم


_ببینین ما اینجاییم تا بگیم ما شریک پدرتیم ا.ت و اینکه وقتی شرکت به تو تعلق بگیره این همکاری ادامه داره اما شرکت ما به یه مدل نیاز داره میتونم تو رو انتخاب کنم؟
جیهوپ که الان صداش گرم شده بود دیگه سردی قبلی توی نگاهش نبود گفت و منتظر جواب من شد


_م.من نمی دونم
لعنت به این لکنت که این جور مواقع منو گیر میاره که جنی هم لب زد: اره منم به لیسا توی شرکتم نیاز دارم


_ا.ا.ت یه لحظه بیا بریم بالا کارت دارم کوک ، جین بعدا به شما هم میگیم بدو سریع
لیسا که میشه گفت یکم ذوق زده بود گفت و از پله ها بالا رفتیم رسیدیم به اتاق لیسا رفتیم توی اتاق با بسته شدن در بالا پایین پرید


_لیسا تو الان ذوق کردی؟؟


_ا.ت این بهترین موقعیته ما میتون...ا.تتتتتت جیغغغغ


.......‌‌‌‌‌


خماری چطوره؟🐢
دیدگاه ها (۰)

مثلث عشقی من پارت ۱۹:ا/ت ویو یهویی اومد رو به روی من منم داش...

تکپارتی جونگ کوک

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟏هوا بارونی بود و صدای بارون ...

رمان :تاوقتی که عاشقت شدم

𝐌𝐲 𝐄𝐭𝐞𝐫𝐧𝐚𝐥 | جاودانه‌ی من𝐏𝐚𝐫𝐭: 𝟐 جونگ‌کوک چند لحظه بعد بالاخ...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋𝟞: زیر آسمان سئولساعت نزدیک هشت شب بود.ا/ت ط...

جونگ‌کوک دوباره سوت زد.جونگ‌کوک: همه سر جای خودشون. از اول.ا...

پارت. 33

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط