حسیکهگفتمشایدباکمیقدمزدنبگذرد

حسی‌که‌گفتم،شایدباکمی‌قدم‌زدن‌بگذرد
مراوسط‌خیابان‌به‌گریه‌انداخت.

¹⁴.³⁰
دیدگاه ها (۰)

اونجا که شادمهر میگه: «هر چی سَرم شلوغ شد؛ رو قلب من اثر نکر...

خدا تـُو رو واسه دلیلِ تپش‌‌ قلب من آفریده دلبر 💙🔗¹⁷.⁵⁵

‌در تلوزیون، اخبار پخش شد. در اخبار، هواشناسی پخش شد. در هوا...

علاقه به او مثل شن های بیابان بود. هرچه بیشتر برای نگه داشتن...

حسی که گفتیم شاید با کمی قدم زدن، بگذرد؛ما را وسط خیابان به ...

دلتنگی آدم را به خیابان می‌کشاند؛دلتنگم و مردم نمی‌فهمند.گاه...

او مانند قدم زدن در تاریکترین شب های سال که کف خیابان هایشان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط