و خیابون با تلفن حرف میزدم

و خیابون با تلفن حرف میـزدم

یه یارو فضولی از بغلم داشت رد میشد و به حرفام گوش میکرد !


منم با تلفن گفتم :

من اونو زنده میخوام
صبر کن یکی حرفامونو شنید !
کاپشن قرمز رو بزن!



یارو از ترس مث پلنگ زیگ زاگ می دویید تیر بهش نخوره
دیدگاه ها (۱)

خخخخ

رایحهٔ خوش زندگےبالبخند صبح آغازمیشودولبخندزیباے زمانبارایحه...

غذاهایی که نباید باشکم خالی مصرف کردخرمالو و گوجه فرنگی🔘 نوش...

𝑭𝒓𝒐𝒎 𝒎𝒚 𝒉𝒆𝒂𝒓𝒕 ::part¹⁴"روی تخت دراز کشیدو به سقف خیره شد..خو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط