تو بیداری و من خوابم-کجایی؟من نمی‌دانم!

تو بیداری و من خوابم-کجایی؟من نمی‌دانم!
تمام ِعمر بی تابم-کجایی؟من نمی‌دانم!

هوای خانه‌ی سردم در این هنگامه تب‌دار است
گهی غمگین-گهی شادم -کجایی؟من نمی‌دانم!

صدای آه شیرینم-طنین تیشه‌ی فرهاد
به‌سان ِروح فرهادم-کجایی؟من نمی‌دانم!

ستون و سقف قلبم را به سنگ ِغم بنا کردم
ببین بی‌نام و بنیادم-کجایی؟من نمی‌دانم!

فقط از یاد تو مانده خیال و صورتی خالی
نمی‌مانی تو در یادم-کجایی؟من نمی‌دانم!

بنای آرزوهایم به پای عشق ویران شد
بدین ویرانه
آبادم!!-کجایی؟من نمی‌دانم!.
دیدگاه ها (۲)

تمامِ دین و دنیایم، فدای دردِ سرهایتچه دردی میکشم وقتی، که د...

چه زیبا میشود دیدار که باشد با تو پنهانیچه لذت میدهد بوسه ز ...

دلتنگی...حس نبودن کسی است...که تمام وجودت...یکباره تمنای ......

قهر چشمانت دلم را تکّه تکّه می کندگر نباشی در وجودم ...

نیمه‌شب است؛ از آن ساعت‌هایی که سکوت، سنگین‌تر از همیشه بر س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط