گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم

گر سرم می‌رود از عهد تو سر بازنپیچم
تا بگویند پس از من که به سر برد وفا را

خنک آن درد که یارم به عیادت به سر آید
دردمندان به چنین درد نخواهند دوا را

باور از مات نباشد تو در آیینه نگه کن
تا بدانی که چه بودست گرفتار بلا را

#سعدی
دیدگاه ها (۹۵)

گل زیبا به پروانه چنین می گفت:فرار نکن ببین چقدر سرنوشت ما ب...

اگر پروردگار برای لحظه‌ای فراموش می‌کرد که من عروسکی کهنه‌ام...

چون چنین است صنم پند مده عاشق راآهن سرد چه کوبی که وی از پند...

من نمی‌دانم که در چشـم خمارینت چه بودکز همه ترکان آهو چشــــ...

رُو سَر بِنِه به بالین، تنها مرا رها کن؛تَرکِ منِ خرابِ شب‌گ...

#گردنه_هشتگرد_طالقان ۱۲ فروردین از فصل پاییز #گردنه_طالقان ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط