مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخواست

مو زدی شانه و ناخواسته عطری برخواست
مثل گل های اتاقت نفسم بند آمد

موقع گفتن این شعر کمی ترسیدم
خوش نیایید به مذاقت نفسم....

#کاظم_بهمنی
دیدگاه ها (۰)

آه ای عشق، پس از نم نم باران برگردقبل از آنی‌که شود خیس خیاب...

میخواهم از چشمان تو تصویر بردارمیعنی نگاهت را به ذهنم خوب بس...

در شعر شاعران همه گشتم که مصرعیدر شأن چشم‌های تو پیدا کنم، ن...

#عاشقانه_ها

پارت ۱۲: مهمان ناخوانده"درست مثل رویا ها، کابوس ها هم واقعی ...

part2+: وارد آشپز خونه شدم، همه برقا خاموش بود..اولش ترسیدم....

سناریو کوتاه ✨پارت اول:کارکتر های بانگو به عنوان کسی که شما ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط