اهوی من

اهوی من
پارت ۸۳

(اهو)
۳ماه گذشته هممون تو این سه ماه پیش روانشناس رفتیم اینم بگم پارسا هیچ وقت نگفت با اون شیطان چیکار کرد من باردارم الیس ارسلان هم پیش ما زندگی میکنن ولی من رو الیس الرژی دارم اینقدر ک رویی اراد حساس شدم ک نمزارم تنها تا سر کوچه بره انا هم یک سالش شده بود راه میرفت
دم استخر با غزل نشسته بودیم پسرا اراد ارسلان پارسا داشتن تو استخر شنا میکردن الیس هم اون سمت استخر نشسته بود اراد از استخر امد بیرون اون هیکل عضلویش نمایان کرد

اهو:اراد حوله رو دور خودت بپچیون

اراد حوله رو دور خودش میپیچه و همنجوری ک داشت میرفت تو خونه

اهو:کجااراد؟
اراد: برم برینم
اهو:دستشویی روبرو برو چشمم بهت باشه
اراد:بخدا ۳ ماه ک الیس امده منو پیر کردی بخاطر انا اون پرنسس تو شکمت ولم کن
اهو:بدو برو دستشویی بدو پروو

پارسا رو به اهو میکنه
پارسا:چرا اراد اذیت میکنی الیس خودش شوهر داره دختر
اهو:خب بهش حساسم چطور تو رویی غزل حساسی من رو اراد حساس نباشم اخ
غزل:حرص نخور برای اون بچه تو شکمت بده
الیس:اگه ناراحتین منو ارسلان میرم(با بغض) بلند میشه میره تو خونه
اهو بلند میشه میره دنبالش
اهو:وایسا الیس
الیس:جانم
اهو:ببخشید با این رفتارم اخه تو عشق بچگی اراد بودی بعدش یک بار اراد بهم خیانت کرده میترسم
الیس:خب من میرم تو خیالت راحت باشه
اهو:چرا تو بری من میرم
الیس:نه اصلا اینجا خونه شمایی
اهو:هیچ‌کدومون جای نریم باشه؟
الیس: باشه

امروز قرار بود با اراد بریم سونوگرافی برای بچمون انا رو پیش غزل پارسا رو گذاشتم نشسته بودیم تو دکتر ک خانوم دکتر صدامون زد
بعد از معاینه منو فرستاد بیرون اراد صدا زد ک تنها باهاش صحبت کنه منم رفتم تو ماشین اراد امد ولی رنگ صورتش زرد شده بود نشست تو ماشین تا امد استارت بزنه دستمو تو دستش گذاشتم

اهو:خانوم دکتر چی گفت اراد
اراد:بگم؟
اهو:میخوام بمیرم نکنه سر زایمان میخوام بمیرم
اراد: زبونتو گاز بگیر نه اینا نیست یک چیزی وحشناک تر از این......
دیدگاه ها (۱۱)

اهوی من پارت ۸۴ اهو:جون به لبم کردی بگو اراد:دکتر گفت تو ازم...

اهوی من پارت ۸۵ با سرعت رفتم تو اشپزخونه ک دیدم گلدون روی دس...

اهوی من پارت ۸۲ الیس از پله ها میاد پایین ک ارسلان بدو بدو م...

اهوی من پارت ۸۱ ارشارام:من نیاز به تمرکز دارم تا امشب براتون...

عشق در تاریکی 24 << ویو ا/ت >> حموم کردم و حوله رو پیچیدم دو...

𝑴𝒚 𝑳𝒐𝒗𝒆سال گذشت و اکتبر فرا رسید جونگکوک خسته از سر کار برای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط