we

we
part 31
مایا: من..شاید
نیک:شاید فقط اینو میخوای بگی؟!
مایا: آنا چی؟!
نیک: آنا برای من هیچی جز دوست بچگی نیست
مایا:.. مطمعن نیستم
من همه ی اتاق هایی که قراره تو زندگیم بیوفته رو دارم یهویی تحمل میکنم
نیک: صورتشو با دستام گرفتم* هی هی..هیچ اشکالی نداره
من هرچقدر بخوای برات صبر میکنن
مایا: من...*آنا زنگ زد و نیک جواب داد* (به نیک زنگ زد)
آنا: سلام عزیزم
نیک: *چشم چرخوندن* درست به موقع زنگ زد *زیر لب* سلام
آنا: یک چیزی رو یادت نرفته؟! "تولدت مبارک عشق من" *نازک کردن صدا و عشوه*
مایا: *صداشو شنیدم و ادای عوق زدن رو‌در آوردم*
نیک: معلومه که یادم نرفته *خنده ملیح* *زدن تو سر خودم* تولدت مبارک
آنا: اصلا راجب کادو نمی پرسم ازت چون میخوام سوپرایزم کنی
مایا: *نگاه کردن به اطراف با پوزخند*
نیک: اره گرفتم نگران نباش *شانه بالا انداختن*
آنا: پس امشب میبینمت
نیک: ارع با مایا میام
مایا: چشمام از گشاد شد و میخواستم تلفن رو ازش بگیرم که ازم دورش میکرد و دستشو روی دهنم گذاشته بوذ*
آنا: مایا؟!
نیک: نمیتونم امشب تنهاش بزارم..بابام گفته *دروغ*
آنا: بابات؟!
نیک: عزیرم من باید برم شب میبینمت خداحافظ! *قطع کردن گوشی*
مایا: خیلی عزیزم عزیزم میکردی حالم بهم خورد درضمن از الان بگم من تولد اون زنیکه هرزه نمیام
نیک:میای
مایا: نمیام! برای اولین روز مدرسه آماده بشم
نیک: اوخی نی نی مون اولین روز آخرین سال مدرسه اش میخواد با انرژی تموم کنه؟! برام مهم نیست..میای!
مایا: نمیام
نیک: میای
مایا: نمیام
نیک: وقتی من بگم میای!
مایا: کی گفته به حرف توعه؟!
نیک: همینی که هست
مایا: آه خیلی خب باشه میام
نیک: خوبه
مایا: دیگه زیادی خودتو دست بالا نگیر *چشم چرخوندن* *نوشیدنیم رو سر کشیدم* کارمون اینجا تموم شد بریم! *کلید ماشین رو براش پرت کردم و گرفت* تو میرونی
نیک: چشم مادمازل *پوزخند*
دیدگاه ها (۰)

wepart 30**نیک: چشم‌هاش رو چرخوند. از نگاه کردن خوشم نمیاد، ...

wepart 29مایا: من میرم هوا خوریهانا: مراقب خودت باشمایا: بچه...

wepart 16نیک: آنا بیا توآنا: سلام؟!.. عع مایا اینجایی خوشحال...

wePart 19آنیا: داداشی قراره بری بیرون؟نیک: اره عزیزم با آنا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط