کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست
با دل این قصه نگویم که به دلخواهش نیست

کاروان آمد و از یوسف من نیست خبر
این چه راهیست که بیرون شدن از چاهش نیست

ماه من نیست در این قافله راهش ندهید
کاروان بار نبندد شب اگر ماهش نیست

ما هم از آه دل سوختگان بی خبر است
مگر آئینه شوق و دل آگاهش نیست

تخت سلطان هنر بر افق چشم و دل است
خسرو خاوری این خیمه و خرگاهش نیست

خواهم اندر عقبش رفت و بیاران عزیز
باری این مژده که چاهی بسر راهش نیست

شهریارا عقب قافله کوی امید
گو کسی رو که چو من طالع گمراهش نیس

شهریار
دیدگاه ها (۱)

مه من هنوز عشقت دل من فکار داردتو یکی بپرس از این غم که به م...

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیستبه زندگانی من فرصت جوانی نیست...

دود آهم ،شده اشک غمم ای چشم وچراغشمع عشقی که به امّید تو ،رو...

از همہ ڪس گذر ڪنم ...! از " تـو " گذر نمے شـود ...!مشڪل تو ...

کاروان آمد و از یوسف من نیست خبراین چه راهیست که بیرون شدن ا...

❤️کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیستبا دل این قصه نگویم که ب...

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیستبا دل این قصه نگویم که به ...

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیستبا دل این قصه نگویم که به ...

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیستبا دل این قصه نگویم که به ...

جونم واست بگه: ازتکراروقتⓗ:ⓗ تنهایےشکوفه کویراست... ...

💐 🍃 ماه من نیست در این قافله راهش ندهیدکاروان بار نبندد شب ا...

کاروان آمد و...دلخواه به همراهش نیستبا دل این قصه نگویمکه به...

کاروان آمد و دلخواه به همراهش نیست با دل این قصه نگویم که ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط