کتابی،خلوتی،شعری،سکوتی

کتابی،خلوتی،شعری،سکوتی
مرا مستی و سکر زندگانی است

چه غم گر در بهشتی ره ندارم
که در قلبم بهشتی جاودانی است
دیدگاه ها (۱)

ز کمند زُلف تو هر شکن، گرهی فتاده به کار منبه‌ گره‌‌گشاییِ ز...

خنده شیــرین او گریه من تَلخ کردگریه خونین مَن زان لب خَندان...

آهنگ دراز شب ز من پرسکز فرقت تو دمی نخفتمبر هر مژه قطره‌ای چ...

دلم دریا به دریا از تماشای تو می گیرد دلم دریاست اما از تماش...

سکوتی بود بر قلبم که با آن میزدم فریاد / اگر از شهر غم رفتی...

این شعر را برای تو می‌گویم در یک غروب تشنه تابستان در نیمه ه...

#شعر_معاصر 🍃ای عشق، همه بهانه از توستمن خامشم، این ترانه از ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط