#عاشق_خونش_یا_بدنش
#عاشق_خونش_یا_بدنش
پارت ¹⁹
لینو حتی با وجود پنجههای هیونجین روی گردنش،لبخند میزد
آروم دستش رو روی مچ هیونجین گذاشت.
×تموم شد؟
هیونجین اخم کرد
لینو با یک حرکت، دست هیونجین رو از روی گردنش کنار زد
قدرتش اونقدر زیاد بود که هیونجین چند قدم عقب رفت
جونگین نفسش رو حبس کرد، هیچوقت ندیده بود کسی بتونه هیونجین رو اینجوری عقب بزنه، لینو گردنش رو آروم ماساژ داد
چند قطره خون روی انگشتهاش نشست،به خون روی دستش نگاه کرد،بعد آروم خندید
×بالاخره...بعد از چند صد سال...یه چیزی پیدا شد که بتونه تو رو عصبانی کنه
خنجر نقرهای رو از روی میز برداشت، تیغه زیر نور کمرنگ ماه برق زد
×آخرین بار ازت میپرسم...کنار میری...یا مجبورم اول خودت رو از سر راهم بردارم؟
لینو نوک خنجر رو آروم به سمت فیلکس برد
تیغه فقط چند سانتیمتر با گردنش فاصله داشت
فیلکس بیاختیار نفسش رو حبس کرد
هیونجین دیگه حتی فکر هم نکرد
در یک لحظه خودش رو به فیلکس رسوند
اونقدر نزدیک،که سینهش به شونهی فیلکس چسبید
با یک دست بازوی فیلکس رو محکم پشت خودش کشید
با دست دیگه دور شونهش رو گرفت تا کاملاً پشت بدنش پنهانش کنه
فیلکس از شدت غافلگیری حتی نفس کشیدن رو فراموش کرد
ضربان تند قلب هیونجین رو از همین فاصله حس میکرد
هیونجین بدون اینکه حتی پلک بزنه، مستقیم به لینو خیره شد
چشمهاش از خشم سرخ شده بود
فیلکس کمی نگران هیونجین شده بود
_یه بار دیگه..بهش نزدیک بشی..
فیلکس نذاشت هیونجین حرفش رو بزنه
آروم آستین لباسش رو گرفت
+...هیونجین
صدای فیلکس خیلی آروم بود
اما همون یه کلمه،باعث شد هیونجین برای چند لحظه از لینو چشم برداره
فیلکس با نگرانی به صورتش نگاه میکرد
+...بس کن...نمیخوام به خاطر من بهت آسیبی برسه
هیونجین چند ثانیه فقط به چشمهای فیلکس خیره موند
خشم توی نگاهش هنوز موج میزد
اما وقتی نگاه ترسیدهی فیلکس رو دید، نفس عمیقی کشید
دستش که دور شونهی فیلکس بود، ناخودآگاه محکمتر شد
انگار میترسید اگر رهاش کنه، دوباره از دستش بده
لینو با دیدن این صحنه، آروم پوزخند زد
×جالبه...حتی وسط این وضعیت هم...
تنها کسی که میتونه آرومت کنه...همین انسانه
هیونجین دوباره نگاهش رو به لینو دوخت
این بار صدای خشمگینش آرومتر بود،اما از قبل ترسناکتر
_اسمش...انسان نیست فیلکسه، اون فرشتس
×غریزهت کامل بیدار شده...دیگه حتی خودتم نمیدونی داری چیکار میکنی
هیونجین هیچ واکنشی نشون نداد،نفسهاش هر لحظه سنگینتر میشد
پنجههاش آروم از بین انگشتهاش بیرون زده بودن
نگاهش فقط روی لینو قفل شده بود
جونگین با نگرانی یک قدم جلو اومد
÷...هیونگ.
هیچ جوابی نشنید
÷هیونگ... صدای منو میشنوی؟
باز هم سکوت،فیلکس آروم دستش رو روی بازوی هیونجین گذاشت
+...هیونجین؟
بدن هیونجین برای یک لحظه منقبض شد،انگار بین غریزه و عقلش جنگ افتاده بود،فیلکس دوباره آروم صداش زد
+...هیونجین، من اینجام
همون لحظه،هیونجین سرش رو خیلی آروم به سمت فیلکس برگردوند چشمهاش هنوز سرخ بود
نیشهاش کاملاً بیرون زده بودن
برای چند ثانیه فقط به صورت فیلکس خیره موند.
فیلکس با وجود ترسی که توی دلش بود،دستش رو از روی بازوی هیونجین برنداشت
لبخند خیلی کمرنگی زد
+...آروم باش
صدای فیلکس انگار از جایی خیلی دور به گوش هیونجین رسید،نفسهای سنگینش کمی آرومتر شد
اما درست همون لحظه،لینو خندید
×اشتباه نکن، فیلکس...الان خطرناکترین موجود این کلبه...من نیستم
نگاهش روی هیونجین ثابت موند
×اونه
هیونجین دوباره سرش رو به سمت لینو چرخوند،چشمهاش این بار وحشیتر از قبل شده بود
فیلکس بیشتر نگران تر میشه
+هیونجین لطفا...
میدوسنت چه جوری هیونجین آروم میشه
بغل کرد آروم و موهای هیونجین رو آروم نوازش کرد
پارت ¹⁹
لینو حتی با وجود پنجههای هیونجین روی گردنش،لبخند میزد
آروم دستش رو روی مچ هیونجین گذاشت.
×تموم شد؟
هیونجین اخم کرد
لینو با یک حرکت، دست هیونجین رو از روی گردنش کنار زد
قدرتش اونقدر زیاد بود که هیونجین چند قدم عقب رفت
جونگین نفسش رو حبس کرد، هیچوقت ندیده بود کسی بتونه هیونجین رو اینجوری عقب بزنه، لینو گردنش رو آروم ماساژ داد
چند قطره خون روی انگشتهاش نشست،به خون روی دستش نگاه کرد،بعد آروم خندید
×بالاخره...بعد از چند صد سال...یه چیزی پیدا شد که بتونه تو رو عصبانی کنه
خنجر نقرهای رو از روی میز برداشت، تیغه زیر نور کمرنگ ماه برق زد
×آخرین بار ازت میپرسم...کنار میری...یا مجبورم اول خودت رو از سر راهم بردارم؟
لینو نوک خنجر رو آروم به سمت فیلکس برد
تیغه فقط چند سانتیمتر با گردنش فاصله داشت
فیلکس بیاختیار نفسش رو حبس کرد
هیونجین دیگه حتی فکر هم نکرد
در یک لحظه خودش رو به فیلکس رسوند
اونقدر نزدیک،که سینهش به شونهی فیلکس چسبید
با یک دست بازوی فیلکس رو محکم پشت خودش کشید
با دست دیگه دور شونهش رو گرفت تا کاملاً پشت بدنش پنهانش کنه
فیلکس از شدت غافلگیری حتی نفس کشیدن رو فراموش کرد
ضربان تند قلب هیونجین رو از همین فاصله حس میکرد
هیونجین بدون اینکه حتی پلک بزنه، مستقیم به لینو خیره شد
چشمهاش از خشم سرخ شده بود
فیلکس کمی نگران هیونجین شده بود
_یه بار دیگه..بهش نزدیک بشی..
فیلکس نذاشت هیونجین حرفش رو بزنه
آروم آستین لباسش رو گرفت
+...هیونجین
صدای فیلکس خیلی آروم بود
اما همون یه کلمه،باعث شد هیونجین برای چند لحظه از لینو چشم برداره
فیلکس با نگرانی به صورتش نگاه میکرد
+...بس کن...نمیخوام به خاطر من بهت آسیبی برسه
هیونجین چند ثانیه فقط به چشمهای فیلکس خیره موند
خشم توی نگاهش هنوز موج میزد
اما وقتی نگاه ترسیدهی فیلکس رو دید، نفس عمیقی کشید
دستش که دور شونهی فیلکس بود، ناخودآگاه محکمتر شد
انگار میترسید اگر رهاش کنه، دوباره از دستش بده
لینو با دیدن این صحنه، آروم پوزخند زد
×جالبه...حتی وسط این وضعیت هم...
تنها کسی که میتونه آرومت کنه...همین انسانه
هیونجین دوباره نگاهش رو به لینو دوخت
این بار صدای خشمگینش آرومتر بود،اما از قبل ترسناکتر
_اسمش...انسان نیست فیلکسه، اون فرشتس
×غریزهت کامل بیدار شده...دیگه حتی خودتم نمیدونی داری چیکار میکنی
هیونجین هیچ واکنشی نشون نداد،نفسهاش هر لحظه سنگینتر میشد
پنجههاش آروم از بین انگشتهاش بیرون زده بودن
نگاهش فقط روی لینو قفل شده بود
جونگین با نگرانی یک قدم جلو اومد
÷...هیونگ.
هیچ جوابی نشنید
÷هیونگ... صدای منو میشنوی؟
باز هم سکوت،فیلکس آروم دستش رو روی بازوی هیونجین گذاشت
+...هیونجین؟
بدن هیونجین برای یک لحظه منقبض شد،انگار بین غریزه و عقلش جنگ افتاده بود،فیلکس دوباره آروم صداش زد
+...هیونجین، من اینجام
همون لحظه،هیونجین سرش رو خیلی آروم به سمت فیلکس برگردوند چشمهاش هنوز سرخ بود
نیشهاش کاملاً بیرون زده بودن
برای چند ثانیه فقط به صورت فیلکس خیره موند.
فیلکس با وجود ترسی که توی دلش بود،دستش رو از روی بازوی هیونجین برنداشت
لبخند خیلی کمرنگی زد
+...آروم باش
صدای فیلکس انگار از جایی خیلی دور به گوش هیونجین رسید،نفسهای سنگینش کمی آرومتر شد
اما درست همون لحظه،لینو خندید
×اشتباه نکن، فیلکس...الان خطرناکترین موجود این کلبه...من نیستم
نگاهش روی هیونجین ثابت موند
×اونه
هیونجین دوباره سرش رو به سمت لینو چرخوند،چشمهاش این بار وحشیتر از قبل شده بود
فیلکس بیشتر نگران تر میشه
+هیونجین لطفا...
میدوسنت چه جوری هیونجین آروم میشه
بغل کرد آروم و موهای هیونجین رو آروم نوازش کرد
- ۲۲۳
- ۲۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط