ویو ات

ویو ات
بیدار شدم دیدم به صندلی بست شدم علامت سانگ ها! علامت عموی عوضی جونگ هی "
" به به پرنسس بلخره بیدار شد( تیک انداخت )
+ولم کن عوضییییییی
" حرف دهنت بفهم عوضی بابای بیشعورت ☆ عوضی خودتی مردک کار پسرم نداشت باشههههههه
+ اسم بابای منو به زبونت نیاررررررررررر پابووووو (احمق) ☆ یاد اهنگ من عقدیم کصافت افتادم 😂💅
! ههی هی خانم کوچلو حرف بزرگ تر دهنت نزن که برات بد میشه
"الان زنگ میزنم بابای مهربونت میگم اگر دخترت میای ۲ ملکت به نامم میزنی اگر زدی دخترت میدم ولی بهش نمیدم تو برا برادر زاده می
+ ببند دهنتوووو
ویو ات
داشتم داد بیداد میکردم که اون پسر سانگ ها عوضی امد زد تو دهنم که گوشه لبم پاره شد بعد اون خورد با دستش پاک کرد خرود گفت
! بیب اگر بار بعدی با منو عموم اینطوری حرف بزنی بدترش سرت میارم
ترس کل وجودم برداشت دیگه چیز نگفتم اون جونگ هی کا سه گی ( عوضی سگ ) داشت زنگ میزد که که بابا برداشت گفت
ویو ته
رفتم کارمو کردم صبحانه خوردم لباسم پوشیدم و بوسه ارومی روی پیشونیش گذاشتم و رفتم با کوک و جیمین قرار داشتیم بریم با یکی از تاجر ها معامله کنیم دیر شده بود اون دوتاهم نیومد بودن دیدم کوک داره بدو بدو میاد و گفت
@ س س سلام ه خ ه خوبی من رسیدم ولی انگار جیمین نیومد ( درحال نفس نفس زدن
_ نه اون جوجه رنگی هنوز نیومد
@ میکشتت اگر بفهم بهش گفتی جوجه رنگی
_ اگر تو دهن لق نگی نمفهم بعدشم اربابشم
* سلامممم امدم بریم
_ س سلامممم
* سلام چته خنده
_ هیچی بریم
ویو ته کارمون تموم شد دیدم نوشت جونگ هی سگ جواب دادم گفتم
مکالمشون
" سلام مستر کیم
_ ها چته
" خوب میدونی دخترت کجاست
_ به توچه آره میدونم
" پیش من اگر میخوایش ۲ ملکاتو بزن به نامم برات چیزی نیست ولی بزن
_ برام مهم نیست نمیخوامش برا خودت
"اوه بد شد که
_ برو وقتتون نگیر
پایان مکالمه
ویو ات
انگار یک سطل آب یخ روم خالی کرده بودن دنیا رو سرم خراب شد که اون جونگ هی گفت
" خب هرزه تو دیگه برا برادر زاده می هی سانگ ها اروم پیش برو
! چشمممم
داشت همینجوری میومد نزدیکم که یهو
ویو ته
اینجوری گفتم ولش کنن ولی میدونم میخوان به ات تجاوز کنن پس باید برم نجاتش بدم به پسرا گفتم همچی آماده کردن بعد ۱۰ مین رسیدم بادیگارد ها بادیگارد های اونارو بی صدا میکشتن منو کوکم داشتیم دنبال ات می‌گشتیم جیمینم رفت بود اون جونگ هی عوضی بی‌هوش کن داشتم دنبال اتاق ات میگشتم که دیدم از یک اتاقی جیغ داد ات میاد رفتم دیدم داره به ات دست میزنه نزدیکش شد که ( بچها کوک نمیدون اتاق کجاست چون راهشون جدا کرد بودن که همه اتاقارو بگردن )
! به به آقای کیم بلخره امدی
+ بابایی
_ پرنسسم نترس نجات میدم
! اوه چه زیبا ولی داشت نزدیک ات میشد خونم به جوش آمد رفتم نزدیکش برام مهم نبود تفنگ داشت باشه یا چاقو فقط میزدم که دیدم کوک واد اتاق شد هش گفتم
_ کوک برو ات باز کن داد
@ باشه باشه
ویو ته ات باز کرد منم اونو ول کردم داشتیم میرفتیم که بلند شد گفت
! وایسا کارم تموم نشد و بوم
☆ شاید فکر کنید ته مرد ولی نه جونکوک بلافاصله امد جلوی ته و گفت
@ دوست دارم ارباب
_ ک ک کوک ن نه بغض
@هعی ته شلوغش نکن چیزیم نشد
فیلم هندی شد🤣
! من ترو نمیخواستم بزنم میخواستم اونو بزنم پسر شجاع نیشخند
_ دهنتو ببند عوضی تفنگم برداشتم یکی زدم تو سرش که گفتم
_این برا داداشم این برا دخترم این برا دل خودم کصافت نجس( بچها داره تیر میزن)
@ بست مرد بیا بریم دستش گرفت که خون نره بیشتر
☆پیش خودتون میگید جونگ هی کجاست بله جیمینا رفت بیهوشش کن بریم پیش ا نا چیکار میکن
ویو جوجه رنگی 🐣
رفتم اتاق اون جونگ هی رو پیدا کردم در زدم گفت
" بیا تو
رفتم تو گفتم
* بای بای عوضی بوم
☆ فکر کردین زدش نخیر با تفنگ بی‌هوشی بی هوشش کرد
ویو ته
می‌خواستیم بریم که دم ات پرید بغل کوک گفت
+ هق هق ببخشید هق عمو هق کوک هق همش تقصیر هق من
@ هی هی اروم باشه تقصیر تو نیست عروسکم تقصیر اون عوضی اشاره به جسد سانگه ها
_ هعی پرنسسم اروم باشه
در همین هی جیمین امد رنگش پرید وقتی کوک دید
گفت داره میمر بیاید بریم دیگه داددد
@_+ب ب ب باشه بریم داشتیم میرفیتیم
که یهو











































بیا پایینتنننن












































درخماری بپردازید فرزندانم🧘‍♀️🧘‍♀️🧘‍♀️
دیدگاه ها (۱۵)

خوشگلا پروف عوض شد گمم نکیند 💅

بچهاااا ۱ ساعت نشستم رمان نوشتم بعد دستم خوردوپاک شددددد 😭😭😭

داشتم با کوکم میحرفیدم جام شراب دستم بود که دیدم او ن اون جو...

پارت پنجما.ت : هق هق عمو ویو جونگ کوک : عمو؟نمیدونم چرا ولی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط