از دوست داشتن

از دوست داشتن

امشب از آسمان دیده تو

روی شعرم ستاره میبارد

در سکوت سپید کاغذها

پنجه هایم جرقه میکارد

شعر دیوانه تب آلودم

شرمگین از شیار خواهشها

پیکرش را دوباره می سوزد

عطش جاودان آتشها

آری آغاز دوست داشتن است

گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم

که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا حذر کردن

شب پر از قطره های الماس است

آنچه از شب به جای می ماند

عطر سکر آور گل یاس است

آه بگذار گم شوم در تو

کس نیابد ز من نشانه من

روح سوزان آه مرطوب من
دیدگاه ها (۳)

دختربایست

- من عاشقت شدم ...+ چی باعث شد این فکر رو کنی؟- نمیتونم که ب...

در خیال عشقتچشمهایم را بسته ام ، تا تو را ببینمببینم که در ک...

پشت این پنجره ها وقتی بارون میباره وقتی آهسته غروب تو خونه ...

امشب از آسمان ديده تو روي شعرم ستاره ميبارد در سكوت سپيد كاغ...

امشب از آسمان دیدهٔ تو<روی شعرم ستاره می بارددر سکوت سپید کا...

امشب از آسمان دیده ی تو روی شعرم ستاره می بارد در زمست...

امشب از آسمان دیدهٔ تو روی شعرم ستاره می‌بارد در سکوت سپید ک...

امشب از آسمان دیده ی تو...روی شعرم ستاره میبارددر سکوت سپید ...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان دشت...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان دشت...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان دشت...

امشب از آسمان دیده‌ی تو روی شعرم ستاره می‌بارد در زمستان...

امشب از آسمان دیده توروی شعرم ستاره میبارددر سکوت سپید کاغذه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط