حسرتت را میکشم

حسرتت را میکشم
اما نگاهی می کنی

عشق سوزان مرا
محتاج آهی می کنی

گرچه میدانی که
مهرت رخنه کرده در دلم

بخت من را پس
چراغرق سیاهی می کنی
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌
دیدگاه ها (۱)

تو به دادم برس ای عشق، که با این همه شوقچاره جز آنکه به آغوش...

ﺍﻳـــــــﻦ ﺭﻭﺯﻫــــــﺎ ﺧﻴـﻠــــــﻲ ﻫـﺎ ﺧﻴﻠــــــﻲ ﻛـﺎﺭﻫـﺎ ﺩ...

همیشه که پاییز فصل عاشق شدن قدم زدن و شعر خواندن نیست ...گا...

خیلی ترسو شدم از بارون می ترسم از پاییز و کافه یه چیزی میگم ...

ای حسین! در کربلا ، تو یکایک شهدا را در آغوش می‌کشیدی، می‌بو...

نگرفتی خبــر از گمشده راهی گاهیکه بپرسی کمی از حال‌ تباهی گا...

تنها دلیل دلبستگی ، من به زندگی اعجاز چشمان توستهمین که نگاه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط