حرفی دگر برای سرودن نمانده است

حرفی دگر برای سرودن نمانده است
فرقی میان رفتن و بودن نمانده است
دیگر تمام دار و ندارم به باد رفت
حتی گلوی بغض نمودن نمانده است
درکوچه های خلوت شب پرسه میزنم
دیگر مجال خسته نبودن نمانده است
وقتی تمام هستی من خاک بودن است
حرفی دگر برای سرودن نمانده است...
دیدگاه ها (۲)

شیرمرد کوردستان

اریکا در فیلم teenwolf ♥

عشق است

شبی در خلوت تنهایی، میان خواب و بیداری، روح مرا شوق دانستن ف...

his favorite strawberry part 1

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁶..𝕽𝖊𝖉 𝕬𝖑𝖆𝖗𝖒.፨𝑅𝑒𝑑 𝐴𝑙𝑎𝑟𝑚፨زمان انگار لحظه‌ای ایستاد، صد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط