-یه بار یه جا بد کارم گیر افتاد به یکی التماس کردم کمکم ک

-یه بار یه جا بد کارم گیر افتاد به یکی التماس کردم کمکم کنه
غرورمو نشکست،
ازم باج نگرفت،
آبرومو نبرد،
آره اون خدا بود
دیدگاه ها (۲)

مرگ از زندگی پرسید :این چه حکمتی است که باعث می شود تو شیرین...

بازداشت کردن خبرنگار امریکایی ایرانی در امریکاروابط عمومی شب...

عاشقانه خدایی 1چه مهربان است :-اگر می دانستی در نماز چگونه م...

طبق آنچه در ویکی‌پدیا آمده است: بلقیس احمد فتحی از یک هنرمند...

یکی از شما خوشملا

لبخند قاتلپارت¹⁶ویو جونگ کوکنگاهم هنوز روی جاده بود.اون جمله...

ویو پارک یورین: داشت سرشو نزدیکم میکرد میدونستم میخواد چکار ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶²ویو: جونگ‌کوکچشم‌هام رو باز کردم...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت11ویو کوکگوشیمو...

با دوستم حرف می‌زدم پشت تلفن؛ وسط خنده و مسخره‌کردن یه نفر ب...

وقتی عموت بود

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:³⁹ویو: جونگ‌کوکوارد اتاق کارم شدم ...

سناریو(درخواستی):وقتی یکی بهشون سنگ پرت می‌کنه و تو با اون د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط