رم از ق ی

ﮔﻔﺘﯽ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮔﺮ ﺑﮕﺬرم ، از ﺷﻮق ﺑﻤﯿﺮی....

ﻗﺮﺑﺎن ﺳﺮت ، ﺑﮕﺬر و ﺑﮕﺬار ﺑﻤﯿــﺮم.........


#شهریار
دیدگاه ها (۴)

گفتی که با هر شعر رستاخیز برپا کن....گفتم برای شعر، چشم محشر...

خیلی بده که بفهمی دیگه هرگز نمیتونی زنی که عاشقش هستی رو خوش...

شهریور ............ دختر ته تغاری تابستان............ عجیب ب...

منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن..... منــم که دیــده نیالو...

ای ﻳﺎر ای ﻳﺎر ﺑﺮﺧﻴﺰ و ﻋﻠﻢ ﺑﺮدارای ﭼﺸﻢ و دل ﺑﻴﺪار ﺑﺮ ﻗﻠﻪ ﻗﺪم ...

داستان راستان#لقماﻥ ﺣﮑﯿﻢ ﻧﯿﻤﻪ ﺷﺐ ﺑﺮﺍﯼ #ﻧﻤﺎﺯ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﺪ. ﺍﺭﺑﺎﺑﺶ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط