𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮

𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟑

چند روز گذشته بود

مانیا هنوز نتونسته بود جیمین رو راضی کنه که تمرین‌هاش رو کامل انجام بده

هر بار که وارد اتاق میشد جیمین یه بهانه جدید داشت

مانیا در اتاق رو باز کرد

+ وقت تمرینه

جیمین بدون اینکه نگاهش کنه جواب داد

- امروز نمیام

+ چرا

- چون نمیخوام

مانیا اخم کرد

+ این جواب همیشگی شماست

جیمین بالاخره نگاهش کرد

- و تو هنوز نفهمیدی که جوابم همینه

+ شما حتی تلاش هم نمیکنید

جیمین با لحن سردی گفت

- لازم نیست کسی بهم بگه چیکار کنم

+ من نمیگم چیکار کنید

+ دارم میگم به خودتون یه فرصت بدید

جیمین خندید

- تو خیلی راحت حرف میزنی چون جای من نیستی

مانیا چند لحظه سکوت کرد

+ درسته جای شما نیستم

+ ولی میبینم که هر روز دارید بیشتر از قبل خودتون رو از همه دور میکنید

جیمین نگاهش رو از مانیا گرفت

- تموم شد

+ نه هنوز

جیمین با عصبانیت بهش نگاه کرد

- تو همیشه همینقدر حرف میزنی

+ وقتی کسی گوش نمیده مجبورم بیشتر حرف بزنم

جیمین برای چند ثانیه چیزی نگفت

بعد آرام گفت

- تو واقعاً فکر میکنی میتونی منو تغییر بدی

+ نه

جیمین کمی متعجب شد

+ من نمیخوام شما رو تغییر بدم

+ فقط میخوام خودتون بخواید بهتر بشید

جیمین ساکت شد

برای اولین بار کسی نبود که از روی ترحم باهاش حرف بزنه

مانیا فقط باهاش مثل یه آدم عادی رفتار میکرد

جیمین به سمت پنجره نگاه کرد

- برو بیرون

مانیا کیفش رو برداشت

+ باشه

جیمین انتظار داشت مثل بقیه ناراحت بشه

ولی مانیا فقط قبل از رفتن گفت

+ فردا دوباره میام

و از اتاق خارج شد

جیمین برای چند لحظه به در خیره موند

- عجیبه

این اولین بار بود کسی بعد از شنیدن حرف برو

واقعاً نرفته بود


#فیک #jungkook #namjoon #jhope #jimin #suga #jin #teahyung #fike #bts #fake #Music #Favorites #Jennie #Lisa #Rose #Jisoo #Blackpink #BTS #Jungkook #V #Jimin #Jin #hope #RM #Suga
دیدگاه ها (۱)

فالوشه @victaria_mj.2

فالوشه @minsoo_yura

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟐صبح روز بعدنور آفتاب از پنجره وارد اتاق ...

𝓢𝓽𝓾𝓫𝓫𝓸𝓻𝓷 𝓝𝓾𝓻𝓼𝓮𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟏صدای بارون کل عمارت رو پر کرده بودخانم پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط