من و عشقم...

من و عشقم...

با عشقم دعوام میشه, دستام یخ میزنه. بابام دستامو میگیره و میگه: دخترم نکنه فشارت افتاده!ببرمت دکتر??

عشقم ناراحتم میکنه, منم با مامانم دعوام میشه و میزنم بیرون,خبری از عشقم نیس. اما مامانم زنگ میزنه و میگه:میدونم ناهار نخوردی!تا نیای لب به غذا نمیزنم.

عشقم با دوستاش میره خوش گذرونی,برا من وقت نداره,خواهرم میاد و میگه: چیه حال نداری? میخوای یه سر بریم بیرون!!

عشقم بدقولی میکنه,دیرم شده,داداشم از سر سفره پامیشه ومیگه:صبر کن میرسونمت.

نه انگار عشق من اونی نیس که فکر میکنم عشقمه..

عشق من همین جاست,زیر همین سقف,تو همین خونه!

عشق من خانواده ی منه!!!!
دیدگاه ها (۱)

✔بهم میگن خیلی مغروری!!!!!!!!هــــــــــه.......✔چون مثل خیل...

ﺩﺭ ﻗـــــــﺮﻥ ﻣــــــــﺎ.... ﺗﻌـــﺮیفـــــ...

: باختم ولی "مسیر" را یافتم!در بزرگراه زندگی ، همواره "راهت"...

بعضـی شَبـــها ، هــَـوَسِ هَم آغـــوشـی اَت...دیوانــِه اَم...

داستان خانواده گسکویین اشک هر مردی رو در میارهداستان کامل خا...

تک پارتی تهکوک . ( هیچکدوم از اینها واقعی نیست )

رو شیپشون کراش زدم-راستی اینا کاراکتر های سناریو ی جدیدم هست...

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟕جونگکوک:خب لینا من میخام برم سئول( استر...

عشق و نفرتp¹³تهیونگ میخواست بگه چرا یهو دخترا اومدن تو هانا:...

پارت 6رمان ✨عشق مدرسه ای✨هیونجین: خب من دوستت دارم. خیلی وقت...

تناسخ به دنیایی دیگر پارت ۴۸

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط