یه روزی میام جلوی بچه ات و می بوسمش و بهش میگم

یه روزی میام جلوی بچه ات و می بوسمش و بهش میگم
فرشته ی کوچولو اون دستایی که تو با دستای کوچولوت میگیری یه روزی تو دستای من بود
اون صورتی که الان بین دوتا دستات میگیری و می بوسی یه روزی جای لبای من بود
اون کسی که تو بهش میگی بابا" یه روزی عشق من بود
دیدگاه ها (۲)

بم میگن خیلی مغروریﻫــــــــــــه......چون مث خیلیا همزمان ب...

به سلامتی عشقی که روزی میگفت اگرتوراباغریبه ای ببینم شهرراب...

kiiiist?

cm please

فیک افسرده پارت پنج

#سناریو*وقتی میرید مسافرت برای اولین بار*نامجون:وای ات خیلی ...

پارت نهم ات. همه رو دعوت کردم از اوزو مافیا تا خواننده کارت ...

کپشن رو ببین

ناز بی پایان.

𝓹𝓪𝓻𝓽۴۸✦ویو موقع رسیدن پلیسpov: ات رو شونه مبینا داره گریه می...

𐙚🦋 ویو آت 🦋𐙚چند ثانیه فقط به ته نگاه کردم.هنوز ذهنم درگیر حر...

My little princess Part 22ویو ات با صدای داد و جیغ بلند شدم ...

پارت 41🌙 ویو هیون‌وو:هیون‌وو: بچه‌ها، من حساب کردم... بریم.ه...

دختر کوچولوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط