تیله‌های بازیت در دست من جا مانده بود

تیله‌های بازیت در دست من جا مانده بود

آمدم من تیله‌های رنگیت را پس دهم

ارس آرامی
دیدگاه ها (۱)

من با هر بار نداشتنتمُردن را تجربه کرده‌ام...،به راستی چند ب...

در چنته گر صد غزل ناب به سر باشدبهر یار شیرین سخن دست به عصا...

من به چشمم گفته بودم عشق من را لو نده!این روانی بی اجازه با ...

گفتم ای یار مکن با دل عاشق بازیگفت حق است که با آتش ما دم سا...

دست‌های روشن‌ات را از روزهای تاریکمدور نکناین روزهاتنها تویی...

من که از همه دست کشیده ام مانده ام هنوزچرا دست هایم بر شانه ...

گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزهامصر آرزو کجاست آه ای عزیزها...

گیج می خُورَد دِلَم، پشت خاکریزهامصر آرزو کجاست آه ای عزیزها...

🖤 𝑻𝒂𝒆𝒌𝒐𝒐𝒌«تو را دوست دارم...»نه شبیه باران،که آرام می‌بارد و...

چشم تیله ای تقریبا مدت زیادی میشد که تو جنگل انبوه از درخت و...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

🔻جنگ علیه ایران پدافند اوکراین را فلج کردمصرف زیاد موشک‌های ...

مادرم نیست

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط