یه روز دم مدرسه واستاده بودم میخواستم

یه روز دم مدرسه واستاده بودم میخواستم
تاکسی بگیرم،عاقا یه پرایداومدفک کردم تاکسیه دست بلندکردم دیدم سرعتوکم کرد،رفتم سوارشم دیدم راننده پیاده شدرفت دم مدرسه،نگو پدریکی ازبچه ها بوده-هیچی دیگه دماغم سوخت جزغاله شد..
دیدگاه ها (۱)

جواب میخوام زرنگا جواب بدن؟؟؟؟قلب موجودزنده ای بنام............

کی جواب میده؟؟؟چشم موجود زنده ای بنام...........از مغزش بزرگ...

دوست داشتم به بچگیم برگردم..که تنها تلخی زندگی..خوردن شربت س...

نشستم پای لرز خربزه هایی که هیچوقت یادم نمیاد کی خوردمشان...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p1ویو کوک°نور خور...

Pat:3اسم: عاشق چشماش شدما.ت . دوستت دارمجونگکوک .😨ا.ت . 😧ا.ت...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p10رفتم حموم.شاید...

شاهزاده دوست داشتنی من

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p12زنگ آخر خورد.و...

Part ⁸اسلاید 2 : لباس لیلی ویو لیلی+ من میرم !!اجوما که انق...

《اسیر یک قرارداد》پارت ⁹ویو سومیاوسومیاو: الو؟صدای مین جو از ...

Part ⁴

برده عمارت جئون

پارت اول | پشت نگاه سردت 🦋صبح با صدای زنگ گوشی از خواب بیدار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط