تو مرا آزرد

تو مرا آزردي...
که خودم کوچ کنم از شهرت...
تو خيالت راحت!
ميروم از قلبت....
ميشوم دورترين خاطره در شبهايت
تو به من ميخندي!
و به خود ميگويي: باز مي آيد و ميسوزد از اين عشق ولي.....
برنمي گردم، نه!
ميروم آنجا که دلي بهر دلي تب دارد...
عشق زيباست و حرمت دارد...

#𝑺𝒆𝒕𝒂𝒓𝒆𝒉
دیدگاه ها (۳)

پاییز هیچ حرف تازه‌ای برای گفتن نداردبا این‌همهاز منبر بلند ...

پاییز هیچگاه دوست من نبوده است،همیشه دوستش داشته اماما غمگین...

دلم می‌خواهد خودم را از تنم دربیاورم!بشورم، بچلانمو روی طناب...

‌بی خیال تمام دلواپسی ها،به موسیقی دلنواز گوش کن،فنجانت را س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط