پارت {3}
پارت {3}
ویو ا/ت ساعت ۶ p.m
دیگه الانا کوک میاد رفتم شام درست کردم و میزو چیدم لباس خونگی پوشیدم موهامو بستم که صدا اومد آآاا مگه کوک انقد زود میاد رفتم درو باز کردم که با اون زنیکه مواجه شدن
( یه نکته بگم لیان و لیا همه حرفاشونو لوس وبا عشوه میگن) + سلام لیان جان کاری داشتی
& اوهوم سلام منم از این به بعد اینجا زندگی می کنم
+ ها ؟
یهو چمدونو نشونم دادو اومد تو چشام از کره زمینم گرد تر شده بود
(ساری کمه کلاس زبانم برک تایم تموم شد بای )
ویو ا/ت ساعت ۶ p.m
دیگه الانا کوک میاد رفتم شام درست کردم و میزو چیدم لباس خونگی پوشیدم موهامو بستم که صدا اومد آآاا مگه کوک انقد زود میاد رفتم درو باز کردم که با اون زنیکه مواجه شدن
( یه نکته بگم لیان و لیا همه حرفاشونو لوس وبا عشوه میگن) + سلام لیان جان کاری داشتی
& اوهوم سلام منم از این به بعد اینجا زندگی می کنم
+ ها ؟
یهو چمدونو نشونم دادو اومد تو چشام از کره زمینم گرد تر شده بود
(ساری کمه کلاس زبانم برک تایم تموم شد بای )
- ۵۸۸
- ۲۳ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط