میان تاریکی

میان تاریکی
تورا صدا کردم
سکوت بود و نسیم
که پرده را می برد
در آسمان ملول
ستاره ای می سوخت
ستاره ای می رفت
ستاره ای می مرد

تورا صدا کردم
تورا صدا کردم
تمام هستی من
چو یک پیاله شیر
میان دستم بود
نگاه آبی ماه
به شیشه ها می خورد

ترانه ای غمناک
چو دود بر می خاست
ز شهر زنجره ها
چو دود می لغزید
به روی پنجره ها

تمام شب آنجا
میان سینه ی من
کسی ز نومیدی
نفس نفس می زد
کسی به پا می خاست
کسی تورا می خواست
دو دست سرد او را
دوباره پس می زد

تمام شب آنجا
ز شاخه های سیاه
غمی فرو می ریخت
کسی ز خود می ماند
کسی تورا می خواند
هوا چو آواری
به روی او می ریخت

درخت کوچک من
به باد عاشق بود
به باد بی سامان
کجاست خانه باد؟
کجاست خانه باد؟
دیدگاه ها (۱۳)

💕📎... خواب میدیدم که درباران پرستیدم توراچشم من روشن،درآن رو...

عاشقانه های شبنم

مردی که در کنارم بود

تو...

مادرم نیست

چو بستی در به روی من، به کوی #صبر رو کردمچو درمانم نبخشیدی، ...

عاشقانه های شبنم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p72باغ زیر نور ماه، حال و هوای عجیبی داش...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط