هان هری ......
هان هری ......
دختری که در سن دو سالگی توسط مادر بی رحم اش تویه کوچه رها شد
اما در این زندگی همیشه کسی هست که دستت را بگیره دختر چهار ساله که در کنار دیوار در شب رعد و برقی تنها گذاشته شده توسط زن نه پیر نه جوانی پیدا میشه زن خوش قلب جو دن بی اون رو به خونه کوچیک خودش میبره و همانجا بزرگش میکنه و اون دختر بی سر پناه و بی خانواده همانجا زندگی میکنه،
اما همینکه به سن هجده سالگی میرسه دن بی مریضی قلبی میگیره بخاطر نداشتن پول تصمیم میگیره از خونه کوچیک و آن روستا به سئول بره خیلی زود به سئول رفت و همانجا در باری به نام بار sexy شروع به کار میکنه به عنوان یک خواننده خوش صدا که تمام آهنگ هایش غمگین و احساسی و عاشقانه ست که ملقب به صدا بهشتی شناخته شده
با دوستش هایون در یک خانه کوچیک زندگی میکنه
خوشگل ترین دختر بار sexy جسور و باهوش ترین احساساتی ولی خوش خنده شجاع و نترس کنجکاو،
فوبیای رعد و برق داره از دیدن خون حالش بهم میخوره
و تاحالا هیچوقت دنبال خانواده اش نگشته فقط بخاطر در آوردن پول در بار آهنگ میخونه ۲۵ سالشه ولی با کسی نیست
کیونگ دختر دن بی ۲۳ ساله هری او را خواهر خودش میدونه و دوستش داره
عاشق آهنگ خوندنه شراب بوکبونججو رو خیلی دوست داره با دست های خودش درستش میکنه غذای تتئوکبوکی رو بیشتر دوست داره این نوع غذای خیابانی غذای مورد علاقه شه عاشق
عکس گرفتنه همیشه یه دوربین باهاشه که هیچ وقت بدون اونجایی نمیره بخاطر جمع کردن پول برای درمان مریضی دن بی زن پیر هر کاری میکنه ..
دن بی بخاطر اینکه خیلی عاشق پسر بود اما پسر ۱۵ ساله اش که بر اثر تصادف مرده بود وقتی هری رو پیدا کرد تصمیم گرفت اسمه پسرش را رویش بزاره
هری : من یه خواننده ام نه یه فاحشه عوضی
...: اما به درد کار دوم میخوری
هری : فکر میکنی هر کاری ازم بخواهی انجام میدم لاشی
...: میدونی که چه کار های ازم بر میاد پس امتحان نکن اگه بگم نافرمانیت از من برای عشقت خیلی گرون تموم میشه نزار ملاقات بعدیت باهاش تو قبرستون باشه هر کاری ازت میخوام انجام بده دلت که نمیخواد تو این بازی مرگ اون بمیره ....
هری : ....
فقط میخواد در این بازی مرگ از تنها عشق و یار زندگی اش محافظت کنه !
دختری که در سن دو سالگی توسط مادر بی رحم اش تویه کوچه رها شد
اما در این زندگی همیشه کسی هست که دستت را بگیره دختر چهار ساله که در کنار دیوار در شب رعد و برقی تنها گذاشته شده توسط زن نه پیر نه جوانی پیدا میشه زن خوش قلب جو دن بی اون رو به خونه کوچیک خودش میبره و همانجا بزرگش میکنه و اون دختر بی سر پناه و بی خانواده همانجا زندگی میکنه،
اما همینکه به سن هجده سالگی میرسه دن بی مریضی قلبی میگیره بخاطر نداشتن پول تصمیم میگیره از خونه کوچیک و آن روستا به سئول بره خیلی زود به سئول رفت و همانجا در باری به نام بار sexy شروع به کار میکنه به عنوان یک خواننده خوش صدا که تمام آهنگ هایش غمگین و احساسی و عاشقانه ست که ملقب به صدا بهشتی شناخته شده
با دوستش هایون در یک خانه کوچیک زندگی میکنه
خوشگل ترین دختر بار sexy جسور و باهوش ترین احساساتی ولی خوش خنده شجاع و نترس کنجکاو،
فوبیای رعد و برق داره از دیدن خون حالش بهم میخوره
و تاحالا هیچوقت دنبال خانواده اش نگشته فقط بخاطر در آوردن پول در بار آهنگ میخونه ۲۵ سالشه ولی با کسی نیست
کیونگ دختر دن بی ۲۳ ساله هری او را خواهر خودش میدونه و دوستش داره
عاشق آهنگ خوندنه شراب بوکبونججو رو خیلی دوست داره با دست های خودش درستش میکنه غذای تتئوکبوکی رو بیشتر دوست داره این نوع غذای خیابانی غذای مورد علاقه شه عاشق
عکس گرفتنه همیشه یه دوربین باهاشه که هیچ وقت بدون اونجایی نمیره بخاطر جمع کردن پول برای درمان مریضی دن بی زن پیر هر کاری میکنه ..
دن بی بخاطر اینکه خیلی عاشق پسر بود اما پسر ۱۵ ساله اش که بر اثر تصادف مرده بود وقتی هری رو پیدا کرد تصمیم گرفت اسمه پسرش را رویش بزاره
هری : من یه خواننده ام نه یه فاحشه عوضی
...: اما به درد کار دوم میخوری
هری : فکر میکنی هر کاری ازم بخواهی انجام میدم لاشی
...: میدونی که چه کار های ازم بر میاد پس امتحان نکن اگه بگم نافرمانیت از من برای عشقت خیلی گرون تموم میشه نزار ملاقات بعدیت باهاش تو قبرستون باشه هر کاری ازت میخوام انجام بده دلت که نمیخواد تو این بازی مرگ اون بمیره ....
هری : ....
فقط میخواد در این بازی مرگ از تنها عشق و یار زندگی اش محافظت کنه !
- ۱۸.۸k
- ۰۳ شهریور ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط