تقصیر خودم نیست اگر داغ و کبودم...

تقصیر خودم نیست اگر داغ و کبودم...
حرف تو که آید به میان ، سخت حسودم…

تقصیر تو هم هست که با طرز نگاهت،
آرام خزیدی به تن و تارم و پودم...

می خواستم از جاذبه ات فاصله گیرم،
اما نشد و عشق تو سر زد به وجودم…

ای کاش فقط سر زده بود ...آمد و ماند و
در گیر خودش کرد ...من و بود و نبودم…

تکثیر شدی در همه ی ثانیه هایم
در خوابم و در اشکم و در ذکرو سجودم …

آنقدر که جز چهره ی تو هیچ ندیدم…
آنقدر که جز وصف تو چیزی نسرودم…

با حضرت حافظ کمی از عشق تو گفتم…
فرمود مراعات کنم حد و حدودم
دیدگاه ها (۴)

با تواَم شورِ غزلهایم ؛ بیا دستم بگیر !خسته و افتاده از پایم...

بندگی کن ای دلم اینجا کسی یار تو نیستکس خریدار دل صادق در ای...

شیرین شده چندیست دل آزاری عشقتآسان شده بالطف تودشواری عشقت آ...

هر دم سخنانی گویند زین موضوع که انسان موجودی ذاتا پلید استبل...

*خداحافظی*

ابلیس

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط