مرورگر شما از پخش ویدیو پشتیبانی نمی‌کند.

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎
part:31
تقریبا میشه گفت کل جاهای دیدنی سیدنی رو دیده بودن
برگشتن به خونه ای که قبلا توش زندگی میکردی براش حس متفاوتی داشت..
جایی که به دنیا اومدی و بعد از این همه سال ببینی قطعا حس غریبگی رو میکنی ولی چان اصلا این حس و نداشت!
انگار از همون اول هم حس خونه رو براش داشت..انگار یه تیکه از وجودش که دنبالش می‌گشت اینجا بود!

"شاید همه ی اینا بخاطر حضور کسی بود که بینهایت دل تنگش بود..!"

خیلی از این موضوع خوشحال بود که تونسته بود بعد از ۶ ماه لبخند هیونگش و ببینه..حس متفاوتی بود!انگار چان کم کم داشت از نبود مین سول زندگی میکرد!
ولی خبر نداشت که هیونگش هنوز هم تموم فکر و ذکرش پیش لیلیومشه

-چاننن یه رستوران پیدا کردم خیلی خوبههه اونجا میریم شام میخوریم!
+خوبه..
-ایشش چقدر بی ذوقی پسرررر!

با دیدن دوباره ی سرخوش بودن دونسنگش لبخند ناخودآگاهی زد
خیلی خوشحال بود از اینکه مینهو رو داشت!
تموم این ۶ ماه بدون اینکه حتی اعتراضی هم داشته باشه کنارش موند و ازش مراقبت کرد حتی با وجود اینکه از جیسونگ کسی که دوسش داشت دور بود!
با به یاد آوردن جیسونگ کسی که مینهو دوسش داشت یاد لیلیمومه خودش افتاد!

کسی که الان بیشتر از هر چیزی دلش براش تنگ شده بود...
یعنی الان حالش خوب بود؟کجا زندگی میکرد؟کسی رو پیدا کرده بود که دوسش داشته باشه؟

با فهمیدن اینکه ممکنه مین سول فراموشش کرده باشه و عاشق یکی دیگه شده باشه قلبش درد گرفت...یعنی لیلیومش اینقدر بیرحم بود که عاشق یکی دیگه شه..؟
اگه مین سولش عاشق یکی دیگه شده بود بدترین کار و در حق چان میکرد!

"ولی غافل از اینکه مین سولش از هر چیزی بهش نزدیکتر بود!"
.
.
.
-کار دیگه برای امروز بسه مین سول!
+آخ کمرممم!

بخاطر اینکه زیاد روی صندلی نشسته بود کمرش درد گرفته بود
قوسی به کمرش داد و از جاش بلند شد

+فلیکس مطمئنی همه ی کار ها خوب پیش میره؟راستش خیلی استرس دارم!
-نگران چی هستی مین سول؟با وجود طراح بی نقصی مثله تو چرا نباید کار ها خوب پیش نره؟!

با تعریفی که فلیکس ازش کرده بود لبخندی تحویلش داد

-نظرته بریم رستوران شام بخوریم؟
+عالیه!
-پس پاشو بریم!

توی مسیر دیگه حرفی بینشون رد و بدل نشد تا اینکه به رستوران رسیدن

پشت میز مورد نظرشون نشستن و منتظر گارسون موندن

سوی دیگر ماجرا

پشت میز رستوران نشسته بودن و در حال انتخاب غذا بودن که توجه مینهو به چیزی جلب شد
نگاهی به دختری که چند میز اونور تر نشسته بود کرد
براش خیلی آشنا میومد
که اون دختر سرشو برگردوند
امکان نداشت!به هیچ عنوان امکان نداشت!
چشماش از شدت تعجب گرد شده بودن
یعنی اون دختر همون مین سول خودشون بود؟
نه امکان نداره؟اون اینجا چیکار میکنه؟اون پسره کیه کنارش؟
کلی سوال توی ذهنش اومد
ولی هرگز نباید اجازه می‌داد که چان اونو ببینه هرگز!
برای بهونه اینکه مطمئن شه اون دختر واقعا مین سوله به چان گفت که میره دستشویی
و از روی صندلیش بلند شد و به طرف میز اونها حرکت کرد


داشتن راجب طرح ها با فلیکس حرف میزدن که متوجه یچیزی شد
چان و مینهو؟
با دیدن چان که با خیال راحت داشت با مینهو حرف می‌زد تپش قلبش زیاد شد!اون اینجا چیکار میکرد؟
چرا اینقدر چان فرق کرده بود؟
با دیدنش حلقه ی اشکی توی چشماش جمع شد!نه..نه الان وقت احساساتی شدن نبود!نباید الان به این فکر میکرد که چی میشد بیخیال همه چی بشه بره توی آغوش گرمش!
فلیکس که متوجه شده بود حواس مین سول پرته و چشماش اشکی شدن ازش پرسید
-مین سول حالت خوبه؟
خواست برگرده ببینه مین سول به چی خیره شده که دستش توسط مین سول گرفته شد
+برنگرد فلیکس!
-چه اتفاقی افتاده چرا برنگردم!
+فلیکس قول میدم همه چیو توضیح بدم ولی بیا بریم!
-کجا بریم؟
+بیا از رستوران بریم بیرون خواهش میکنم!
-آخه چرا؟
با دیدن مینهو که داشت به طرفشون میومد سریع دست فلیکس و گرفت و از رستوران بیرون اومدن
ولی غافل از اینکه کارتی که مشخصات کمپانیش روش درج شده بود از کیفش افتاده
تا به بیرون رسید دیگه نتونست جلوی اشکاش و بگیره
اشکاش کل صورتش و پر کرد

-هی ببینمت مین سول!چه اتفاقی افتاده چرا گریه میکنی؟

هر چی فلیکس ازش می‌پرسید بخاطر بغضش نتونست جوابشو بده که فلیکس مین سول و توی بغلش گرفت و شروع کرد به نوازش کردن موهاش
نمیدونست چی شده ولی باید مین سول و آروم میکرد
با صدایی که از بغض میلرزید گفت
+فلیکس دیدمش..بالاخره بعد از ۶ ماه دیدمش..!

برای ادامش برید اسلاید بعد🚫
این پارت شرط نداره چون پارت های آخری فیک هست ولی اگه کامنت،لایک یا بازنشر نکنید خبری از پارت بعدی نیست!
دیدگاه ها (۱۸)

𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭✨️جِــ☆ئو‌نـــᵗ᷒ᰰ‌‌هــیـפּنـاᵗ᷒ᰰ𝐇𝐲𝐮𝐧𝐚🪼:با من از منطق...

𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭✨️جِــ☆ئو‌نـــᵗ᷒ᰰ‌‌هــیـפּنـاᵗ᷒ᰰ𝐇𝐲𝐮𝐧𝐚🪼:من و با اجراش...

𝐹𝑜𝓇𝒷𝒾𝒹𝒹𝑒𝓃 𝐿𝑜𝓋𝑒𝐩𝐚𝐫𝐭:۳برای خوندنش ورق بزنید🚫شرط ها:۶ تا بازنشر...

𝐍𝐞𝐰 𝐩𝐨𝐬𝐭✨️جِــ☆ئو‌نـــᵗ᷒ᰰ‌‌هــیـפּنـاᵗ᷒ᰰ🪷:دوبارهههه ادیت زدم...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:17ویو مین سولامروز آخر هفته بود و همچنین پارتی...

𝑴𝒚 𝒍𝒊𝒍𝒊𝒐𝒎part:19ویو بنگچانبدون اینکه به حرفای مین سول توجه ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط