خدا ! به حق دل عاشقان سرگردان

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردان

مرا به آنچه که بودم دوباره برگردان

به کدخدایی ِ آبادی ِ به دور از عشق

نه این رعیّت ِخانه خراب و سرگردان

یقین که عشق و غمش حکم نان انسان است

ولی امان که اگر در گلو بماند نان

جناب ِعشق عجب باغبان بی رحمیست

دو لاله چیدن از آن باغ و اینهمه تاوان؟! به قدر قدرت هرکس ستم سزاوار است

مگر که بید چه دارد برابر طوفان؟! خدا ! بریده ام از عشق و زندگی دیگر

به آیه آیۀ توبه، به جان الرّحمن
دیدگاه ها (۱)

حیلت رها کن عاشقــا دیوانه شو دیوانه شوو انـدر دل آتش درآ پـ...

پس خداي را كه آفريده دستان معجزه گر او بود با انديشه خويش وا...

-وقت آن شد که به زنجير تو ديوانه شويمبند را برگسليم از همه ب...

چه فکر می کنی ؟که بادبان شکسته زورقِ به گل نشسته ای است زندگ...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

خدا ! به حق دل عاشقان سرگردانمرا به آنچه که بودم دوباره برگر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط