عشق زیبای من
#عشق زیبای من
Part16
جونگیون:بله
کوک: فهمیدم ات کجاس
جونگیون: کجاااسسسس پیداش کردییی
کوک:اره توی یه زیر زمین حبس شده باید برم نجاتش بدم به پلیسم خبر بدم
جونگیون:باشه اگه نجاتش دادی به منم بگو
کوک:باش
کوک به پلیس خبر داد و پلیس ها در حال پیدا کردن ات شدن
کوک:تروخدا ات تحمل کن امیدوارم دیر نشده باشهه لطفاا
پلیس ها بعد از دورز ات رو پیدا کردن و بردنش بیمارستان
یونا رو دست گیر کردن و به بازجویی بردن امه یونا هیچی نمیگفت
بعد از 3 روز یونا بلاخره اعتراف کرد اون گفت که وقتی میخواسته بره کوک رو اشتی بده و حتی کادو هم براش خریده بود ولی یونا جونگ کوک و ات رو باهم دیگه داخل رستوران دیده و حتی در حال کیس هم اونارو دیده و بعد این نقشه رو کشیده و نقشش هم عملی شده
پلیس ها یونا رو زندانی کردن
ات داخل ایسیو بود و در کما بود و حالش بد بود.....
Part16
جونگیون:بله
کوک: فهمیدم ات کجاس
جونگیون: کجاااسسسس پیداش کردییی
کوک:اره توی یه زیر زمین حبس شده باید برم نجاتش بدم به پلیسم خبر بدم
جونگیون:باشه اگه نجاتش دادی به منم بگو
کوک:باش
کوک به پلیس خبر داد و پلیس ها در حال پیدا کردن ات شدن
کوک:تروخدا ات تحمل کن امیدوارم دیر نشده باشهه لطفاا
پلیس ها بعد از دورز ات رو پیدا کردن و بردنش بیمارستان
یونا رو دست گیر کردن و به بازجویی بردن امه یونا هیچی نمیگفت
بعد از 3 روز یونا بلاخره اعتراف کرد اون گفت که وقتی میخواسته بره کوک رو اشتی بده و حتی کادو هم براش خریده بود ولی یونا جونگ کوک و ات رو باهم دیگه داخل رستوران دیده و حتی در حال کیس هم اونارو دیده و بعد این نقشه رو کشیده و نقشش هم عملی شده
پلیس ها یونا رو زندانی کردن
ات داخل ایسیو بود و در کما بود و حالش بد بود.....
- ۲۳۲
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط