مهمونی خطرناک

مهمونی خطرناک
پارت=4
ویو ات

بادیگاردا ماشین رو آوردن ، سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم ..یه حس هیجان خاص داشتم اما درکنارش یه حس بد هم وجود داشت که نمیدونم برای چی بود اما اهمیتی ندادم ..نمیخواستم امشب خراب بشه

بعد از گذشت حدود ۳۰ دقیقه ماشین توقف کرد..مکان به شدت بزرگ و زیبایی بود
با جونگ کوک از ماشین پیاده شدیم و به سمت ورودی راه افتادیم
همین که وارد شدیم بوی سیگار و الکل رو حس کردم
مثل اینکه واقعا خطرناکه

افرادی که سعی داشتن به دخترا نزدیک بشن و دخترای که خودشون رو به پسرا میمالوندن
و همچنین زوجایی که به قسمت سرپوشیده اینجا میرفتن

با جونگ کوک به سمت یکی از میز های اونجا رفتیم و نشستیم

چند دقیقه گذشت که گارسون اومد تا سفارش ها رو بگیره
جونگ کوک یه ویسکی ۹۰ درصد سفارش داد اما به من که رسید شد آبمیوه
با اعتراض لب زدم:

جونگ کوک اومدیم مهمونی بزار خوشبگذرونم

اونم با لحن جدی گفت:

نمیشه عشقم اینجور مهمونیا خیلی خطرناکه بهت اجازه نمیدم مست کنی

گفتم:
جونگ کوک منظورت چیه مثل اینکه حواست نیست خودت ۹۰ درصد سفارش دادی

نگاهی بهم انداخت و گفت:
خودت هم میدونی من ظرفیت بالایی دارم پس حرفی نمیمونه

الان خیلی تمیز بهم گفت خفه شو ..واقعا که
گارسون سفارش هارو آورد و روی میز گذاشت

جونگ کوک یه جرعه از ویسکی خورد و نیم نگاهی به من کرد و ریز ریز میخندید
منم توجهی بهش نکردمم

چند دقیقه گذشت که گفتم:
جونگ کوک پاشو بریم برقصیم

جونگ کوک لیوانش رو روی میز گذاشت و بهم نگاه کرد:
میخوای بری برقصی؟؟ اینجا؟ بین پسرا؟؟

منم با قاطعیت گفتم:
عزیزم تا وقتی تو هستی بقیه چراا

یه ابروش رو بالا انداخت ..ادامه دادم:
من تا وقتی جئون رو کنار خودم دارم بقیه اصلا به چشمم نمیان....پاشو بریم برقصیم

ادامه دارد.....

امیدوارم خوشتون بیاد..بای بای🫠🤭
دیدگاه ها (۷)

مهمونی خطرناک پارت=3ویو کوک: تقریبا ساعت چهار بود که از عمار...

مهمونی خطرناک پارت = 2وقتی قرار داد رو بستیم سریع از شرکت زد...

جیسو : بله البته چرا که نه لیام: لیااااا ( لوس )لیا : بله لی...

جیسو : بله البته چرا که نه لیام: لیااااا ( لوس )لیا : بله لی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط