عشق خون اشامی من پارت اول

عشق خون اشامی من پارت اول
سلام رزیتا هستم پدرم یک هفته که فوت کرده من وقتی داشتم اتاقم تمیز میکردم
زیر تختم دیدم یک نامه دیدم رفتم بازش کنم دیدم اسم پدرم روی نامه نوشته شده رفتم خوندم دیدم گفت رزیتا عزیزم برو به این ادرس که میگم اونجا واست امنه
رزیتا:این نامه رو خوندم تعجب کردم
چرا امنه واسم اونجا
برام سوال
رزیتا:سوار تاکسی شدم رفتم به اون ادرس یک عمارت بزرگ ترسناک بود ترسید در زدم که یدفعه در باز شده بود داخل عمارت خیلی ترسناک بود ترسید داخلش چند خفاش بود انگار کسی سال ها توش زندگی نکرده رفتم به اتاق سر زدم داخل یک اتاق. وان حمام دیدم یک مرد تو وان حمام مرده بود تو وان حمام کلی خون ریخته بود رفتم نزدیکش که نبضش بگیرم نبضه نداشتش می خواستم برم که یدفعه چشماش باز شدم ترسیدم یدفعه از حال رفتم
چشمام باز کردم دید چند تا ادم رو برو بودن ترسیدم گفتم شما کی هستین تو دلم ترسید اون دندون های تیز و چشمای قرمز دارن



حمایت کنید پلیززز
اگه توحضیاتش میخواین توی پست های قبلیم هستش
زحمت کشید پارت های بعد طولانی تر و جالب و ترسناک تر 🖤🕸


پیج دوم میزارم فیک https://wisgoon.com/fati_gh10
دیدگاه ها (۳)

عشق خون اشامی پارت پنج

پارت ششم عشق خون اشام

های دارک کیوت حمایت میکنی خوشملم ممنون لایک فالو یادتون ممنو...

های دارکی کیوت به پست جدید م خوش امدید لایک فالو یادتون نره ...

دوست دختر اجاره ای

فیک ازدواج اجباری پارت ۱۵میا:تو..کی فهمیدینامجون:خیلی وقته ه...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط