تقریباً ۴ ساعت از روی دعوای مسخرت با مینهو میگذشت
تقریباً ۴ ساعت از روی دعوای مسخرت با مینهو میگذشت
اومده بودی خونه خودت
با خودت فکر میکردی یعنی الان حالش خوبه؟چیکار میکنه؟
تو افکارت غرق شده بودی که بادیگاردش زنگ زد و قبل سلام و همه چیز گفت:
سلام خانم لی.. راستش از وقتی رفتین بیرون ارباب خودش رو تو اتاق زندانی کرده میشه لطفاً بیاین ما نمیخوایم ارباب رو ناراحت ببینیم
باشه ای گفتی و حاضر شدی و رفتی سمت عمارت
در رو زدی خدمتکار بازش کرد
رفتی داخل سمت اتاق مشترکتون اما اونجا نبود
رفتی اتاق کارش در رو از چهار چوب فاصله دادی
دیدی که نشسته رو کاناپه مشکی رنگ تا تورو دید اخم خیلی کیوتی کرد دست به سینه شد و روشو اونور کرد
رفتی از پشت بغلش کردی و گفتی
+ بیبی بوی؟ ببخشید قهر نکن
-....
+ لینو یی؟
- ....
+ ددی؟
- ....
کلی تلاش کردی اما نشد
بلند شدی رفتی اتاق مشترکتون رفتی یه دوش گرفتی و اومدی
یهو چشمت خورد به یه لباسی که گرفته بودی برا همچین شبی
قرمز خیلی خیلی خیلی باز که فقط به قول لینو دوقلوهات رو پوشش میداد و جای حساست البته که باید اینم فاکتور بگیرم که اون قسمت ها هم توری بود
خلاصه که رفتی اون لباس رو پوشیدی از روش یه روپوش (حاجی اسمش یادم رفت منظورم از هموناس که شبیه حوله هست) رو پوشیدی اونی که از رو پوشیده بودی چیزی بود که هرشب میپوشیدی و چیز جدیدی نبود
نشستی جلو میز آرایشت و روتین پوستی تو انجام دادی تو همون حال لینو وارد اتاق شد
که...
ادامه دارد
اومده بودی خونه خودت
با خودت فکر میکردی یعنی الان حالش خوبه؟چیکار میکنه؟
تو افکارت غرق شده بودی که بادیگاردش زنگ زد و قبل سلام و همه چیز گفت:
سلام خانم لی.. راستش از وقتی رفتین بیرون ارباب خودش رو تو اتاق زندانی کرده میشه لطفاً بیاین ما نمیخوایم ارباب رو ناراحت ببینیم
باشه ای گفتی و حاضر شدی و رفتی سمت عمارت
در رو زدی خدمتکار بازش کرد
رفتی داخل سمت اتاق مشترکتون اما اونجا نبود
رفتی اتاق کارش در رو از چهار چوب فاصله دادی
دیدی که نشسته رو کاناپه مشکی رنگ تا تورو دید اخم خیلی کیوتی کرد دست به سینه شد و روشو اونور کرد
رفتی از پشت بغلش کردی و گفتی
+ بیبی بوی؟ ببخشید قهر نکن
-....
+ لینو یی؟
- ....
+ ددی؟
- ....
کلی تلاش کردی اما نشد
بلند شدی رفتی اتاق مشترکتون رفتی یه دوش گرفتی و اومدی
یهو چشمت خورد به یه لباسی که گرفته بودی برا همچین شبی
قرمز خیلی خیلی خیلی باز که فقط به قول لینو دوقلوهات رو پوشش میداد و جای حساست البته که باید اینم فاکتور بگیرم که اون قسمت ها هم توری بود
خلاصه که رفتی اون لباس رو پوشیدی از روش یه روپوش (حاجی اسمش یادم رفت منظورم از هموناس که شبیه حوله هست) رو پوشیدی اونی که از رو پوشیده بودی چیزی بود که هرشب میپوشیدی و چیز جدیدی نبود
نشستی جلو میز آرایشت و روتین پوستی تو انجام دادی تو همون حال لینو وارد اتاق شد
که...
ادامه دارد
- ۱.۱k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط