از ز ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است

از ز ننگ چه گویی که مرا نام ز ننگ است
ز نام چه پرسی که مرا ننگ ز نام است
میخواره و سرگشته و رندیم و نظرباز
وآن کس که چو ما نیست در این شهر کدام است
با محتسبم عیب مگویید که او نیز
پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
( نگاره های ...سعید)
دیدگاه ها (۲)

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

#داستان_شبدر شهری که موش آهن می‌خورد، کلاغ هم کودک می‌بردباز...

گل در بر و می در کف و معشوق به کام استسلطان جهانم به چنین رو...

گل در بر و می در کف و معشوق به کام است سلطان جهانم به چنین ر...

گل در بر و می در کف و معشوق به کام استسلطان جهانم به چنین رو...

غزل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط