رویای بزرگ

رویای بزرگ
#part18

÷دخترا بیاین بشینید که دوساعته منتظرتونم

+ببخشید هانیه خانم پریا ام ام، نه نه این سوک نمیومد

÷ این سوک؟

-اره مامان اسم جدیدمه خوبه؟

÷والا دخترم من اسمای کره ای رو زیاد بلد نیستم ولی بنظرم این خوبه

+معلومه دیگه اسمایی که پریا خانم انتخاب میکنن خوبه

- دیگه دارین خجالتم میدین

÷😂 بسه دیگه بچها بخورین...


(شب)
جلوی تلویزیون لم داده بودم که بهو صدای باز شدن در اومد برگشتم تا بیینم کی اومده

بابا تا منو دید گفت:
به به این سوک بابا هم بیداره که

متعجب به بابا نگاه میکردم
+خوبه مامان خبرا رو زود تر از من میرسونه

-اره مامانت اسم جدیدتو پشت تلفن گفت بهم

با ناز رو به بابا گفتم
اخه من میخواستم بهتون بگم 👈👉☹️

-اگه قرار باشه تو خبری رو به من برسونی که هیچ وقت به دستم نمیرسه ، والا مامانت اگه به من نمیگفت تو میرفتی کره و منم خبر نمیشدم...

+کی گفته که من نمیگم بهتون، کلاغان که خبرا رو زود تر میرسونن

مامان که شاهد صحبتای من و بابا بود گفت


ببخشید بچها من چون امتحانام در حال شروع شدنه روزا زیاد اجازه گوشی گرفتنو ندارم...
ولی سعی میکنم روزی یک پارتو بزارم واستون🫶☺️
دیدگاه ها (۱)

😍

رویای بزرگ #part19÷دستت درد نکنه پریا خانم کلاغ منم اره!+ وا...

قسܩـتـ بیستم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧مامان: بچه ها همتون بیایدم...

وقتی دوستت داشت ولی .. p5

قسܩـتـ دهم،رمان:جنگ‌عشقـᩚ݂ـ݂݃͠ـ✧راوی: اِما افتاد روی رومیا ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط