در این بین

در این بین
از راهی گذشتم که نمیدانم
کدام بیکاری
پنج درخت آلبالو در امتداد جاده کاشته بود.
آه نه درشکه ای بوده
زن و شوهری که آلبالو می خوردند و دانه ها را فوت می کردند...
دیدگاه ها (۱)

یاد دخترک کبریت فروش افتادم، در سرما دنبال خریدار کبریت بود!...

دلی که اندوه دارد شانه میخواهد نه نصیحت...کاش همه این را میف...

آدم برفی ها هم آدمند...ولی برفی...من چه بگویم که تو یخی!!!

گر نبودی کوه اندوه محبت در میان لقمه‌ای هرگز بقدر اشتهای من ...

Sometimes, the dearest person in our destiny is not meant to...

عشق در دنده آخرپارت : ۵۲ آسمان آبی و جاده کوهستانی تقریباً خ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط