Under the moonlight

Under the moonlight
p16
" ⁸ آوریل ²⁰²⁸ "
چند روزی میشد که لینا برگشته بود.البته لینا دیگه اون لینا نبود.همون رفتار ها و همون ظاهر و همون افکار.تنها تغییر این بود که اون الان نامزد داشت.نامزدش هم کسی بود برای خودش.

اما فقط اقای کیم و اقای جئون از هویت هم خبر داشتن!
حدس میزنی تهیونگ هم شیطان باشه نه؟
شرمنده اما حدس اشتباهه.
اون دوتا دشمنای هم بودن
یکی شیطان و یکی فرشته!
چند سالی میشه که باهم دشمنی داشتن.حالاهم که احتمال دیدن همدیگه بیشتره

امروز شنبه بود و تعطیل.ساعت ۱۲ ظهر بود.هرین روی تخت لم داده بود و با گوشی فیلم میدید.روی صفحه گوشی یهو اسم "مامان" ظاهر شد.
+الو.. سلام مامان
: سلام هرین
+چیشده؟
: عزیزم.تو الان ۲۱ سالت شده.باید حداقل با یکی قرار بزاری
+چی؟نه مامان!من...
:امروز ساعت ۷ توی (فلان) رستوران با یکی قرار داری
+چی...نه من نمیخواممم
:هیس...شاید ازش خوشت اومد.حالا امروز رو برو
و بعد این حرف ، مامانش گوشی رو قطع کرد
با عصبانیت گوشی رو پرت کرد اونور
+اَههه
+مامان نفهممم
×چته
+الان اعصابم خورد نیست پودره پس به نفعته گمشی بیرون
×باشه بابا نخوریمون
لینا رفت بیرون.
همون موقع یه چیزی به ذهنش رسید اما به نظرش خیلی احمقانه بود
خب فکرش این بود که ‌به اقای حئون بگه نقش دوس پسرش ذو بازی کنه.اما روش نمیشد.انگار نمیتونست!

"دختر با هر بار دیدنش مطمئن تر میشد که یه شیطانه ، چون داشت گولش میزد و دلشو بدست میاوورد!"
دیدگاه ها (۴)

برای کسایی که فیک Under the moonlight رو دنبال میکنن !!شرط ب...

Under the moonlight p17تصمیم گرفت امروز رو سر قرار بره و یجو...

Under the moonlight p16ساعت ۶ بود.کارش رو تموم کرده بود.از پ...

Under the moonlight p14لباساش رو برای شرکت پوشید(اسلاید دو)ر...

هیچکی مطمئناً نفهمید😀توضیح خیلی خلاصه: مامان کایلی تغییراتی ...

از زبان ا/ترفتیم بیمارستان خواهرم رو بردن اتاق عمل هوففف من ...

از زبان ا/تیک سال با تمام بدی هاش گذشت...سخت بود برام اما تم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط