میا

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹²⁶

“میا”

دیگه کسی نیومد در کمد رو باز کنه. شاید ایده ی گذاشتن بالشت زیر پتو عالی بود.
واقعا دلم نمیخواست توی این موقعیت کسی رو ملاقات کنم.
مخصوصا وقتی حس خیانت و تنفر سنگینی عجیبی روی دلم گذاشته.
فکر این که فردا چطوره، ذهنمو داشت میخورد.
هرچه بیشتر خورده میشد، بیشتر از فکر کردن درست دور میشدم.
دوست داشتم الان همه چی استوپ بخوره و متوقف بشه. نه صدایی نه حرکتی. منم تا هروقت میخوام بخوابم.
اونقدر بخوابم و بخوابم و بخوابم که وقتی بیدار شدم حتی اسمم رو یادم نباشه.
از پف خواب صورتم درحال انفجار باشه.
بدون این که کابوس بیینم و یا وقتی بیدار شدم با مهمونی عجیبی روبه رو نشم.
خسته شدم. همیشه اضطراب و کابوس همراهمه. قبلا تنها کابوسم مار بود، الان که فکر میکنم اون برام امن تر بود.

چند دقیقه بعد از این که اون شخص رفت، رفتم سمت دوربینم که دقیقا توی قفسه ها پشت برگ های تزئینی گذاشتم. وقتی رفتم سمتش، یک ناگهان استخوان لگنم به لبه ی میزم گیر کرد. از دردش خم شدم و چشمام رو محکم لحظه ای بستم. این میز کمی جابه جا شده بود. قبلا اینطور نمیشد. وقتی چشم باز کردم یک کاغذ روی سطح میز دیدم. یک نامه. بر داشتمش و نگاهش کردم. پس یکی که اومد اینجا عمدا اینکارو کرد؟ خدای من مگه اتاق فراره؟ چرا باید اینقدر مرموز و دارک باشه.
چون ترسیدم نامه برای حواس پرتی باشه، دوربینم رو برداشتم و خواستم برگردم. ولی نامه رو برداشتم و نشستم توی کمدم، چون من زیادی بی‌صبر بودم.

“همه چیو میدونم. من دیدمت!”

دیدن این نوشته تنم رو لرزوند. دست خط نااشنا…
خدا کمکم کنه چه بلایی سرم میاد. با اوت اتفاق توی رستوران المان…فقط خدارو فعلا شکر دارم که توی کره هستیم.
نامه رو توی کشو ی کمدم گذاشتم. لحظه ای فکر
کردم که اگر یکی وارد اتاقم بشه چی؟ اگر یکی منو هم وارد بازی کثیفش بکنه چی؟ اگر منو بیهوش کنند و بعد هرکاری میخوان بکنند، من هیچ جوره نمیتونم بفهمم کار کی بوده!
طی همین فکر بودم که ناگهان سرم چرخید سمت دوربین. دوربینمو برداشتم و خیلی نامحسوس روی حالت روشن جایی گذاشتم که فیلم بگیره ولی مخفی باشه. حالا که موفق شدم، پنجره ای باز کردم و بعد رفتم خوابیدم. چون کمی باد میزد اگر در باز میشد محکم سریع بسته میشد.

دیگه بازی بسه، وقته خوابته میا…قرار نیست کابوس ببینی، چون کابوست رو قبل خواب دیدی!


ببخشید این پارت کوتاه شد
دیدگاه ها (۱۱)

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹²⁷“میا”چه صبح قشنگی…دیشب کابوس ندیدم و از خواب بیدار ن...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹²⁸نمیدونم چرا کسی برای ناهار صدام نکرد. گرسنه نبودم ول...

𝒻𝒶𝓀ℯ🌞¹²⁵یهو بوی جدید و داغی گریبان گیر مشامم شد. خیلی عمیق ب...

*پست موقت راجب پارت جدید*

Part4I'm not crazy کوک: دختر مظلوم ( فردا صبح )صبح به اتاق...

ستاره دنباله دار پارت:۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط