سلام..

سلام..

من میلاد پسر دایی پوریا هستم..

من مدتها است که تو این برنامه به عنوان میهمان از این برنامه استفاده میکردم هر چند روز یک بار یک سری به این برنامه میزدم.. بعضی وقتها مطالبی میدیدم که درست نبود.. من از پوریا درخواست کردم وارد این برنامه بشه چون میدونستم اطلاعاتش بدرد دیگران میخوره..
بدون اینکه پوریا بدونه من هر چند روز یکبار به فایلش سر میزدم..
بعضی ها در جریان بیماری پوریا بودن قلب پوریا مشکل داشت دکترها جوابش کرده بودن.. بخاطر این پدر مادر پوریا مجبور شدن پوریا را بدست جراحها بسپارن دوتا عمل قلب داشت ولی متاسفانه جواب عمل خوب نبود.. در جریان تهمت هایی که به پوریا زدن بودم چون پوریا موندنی نبود دکترها اجازه دادن گوشی پیشش باشه تا به زندگی امیدوار باشه.. خودش در جریان نبود که دکترها جوابش کردن.. و دکتر ها زیاد تاکید کرده بودن استرس برای قلبش خوب نیست.. ای کاش همه میدونستن پوریا کی بود.. ارزو داشت ایران را ببینه تا اینکه دو روز پیش اومد ایران و رفت.. از نظر ظاهری سرحال بود و داخلی نه..
چندتا عکس از خودش گذاشته بود اونا عکس چند سال پیشش بود.. این اخرین عکسی بود که برای من فرستاده بود حدودا چند ماه پیش مثلا میخواست عینکش را به من نشون بده.
چند ساعت پیش قلبش مشکل پیدا میکنه مادرش زنگ میزنه اورژانش و اونا میان پوریا را به بیمارستان میبرن متاسفانه قبل از اینکه به بیمارستان برسه تموم میکنه.
حلالش کنید.. التماس دعا.
دیدگاه ها (۳۰۴)

★彡   Part 34 彡★ با وجود اینکه حال خرابم رو میدید ادامه داد: ...

.......//برده ی زیبا//.......

True Love③⑦(پارت آخر)) فردا یونی: چرا هیچی بهمون نگفته بودم....

Part ²⁹ویو لیلیزود از اتاق زدم بیرون دلم میخواست هوا بخورم ا...

فصل دومپارت سیزدهم | خبری از ایتالیاچند روز از شروع رابطه‌ی ...

My lovely neighbor part : ۶۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط