بازم پارت۳(در عمق نگاه تو)

بازم پارت۳(در عمق نگاه تو)

×:" از وقتی اینوکو از دنیا رفت، ایزوکو بیشتر از هر زمان دیگه‌ای تنها شده. اون دیگه کسی رو نداره. اینوکو خودش از پرورشگاه بود و پدرش هم قبل از اینکه حتی بتونه اونو ببینه، از دنیا رفت."
صدایش آرام‌تر شد.
×:" ایزوکو از اول هم کسی رو جز مادرش نداشت... حالا هم که اون رو از دست داده"
(کمی غیر منطقی میاد ک چرا انقد زود دارم این دیالوگ ها مینویسم چون ی سال پیش ک اینو نوشتم احمق بودم)
هر جمله‌ای که از دهان مادرش بیرون می‌آمد، برای باکوگو سنگین‌تر از قبلی بود.
تا آن لحظه نمی‌دانست ایزوکو هیچ خویشاوند و یا کس کاری ندارد
حقیقت کم‌کم برایش روشن می‌شد؛ حقیقتی که ایزوکو هیچ‌وقت درباره‌اش حرفی نزده بود. تمام کار ها رفتار هایی ک در گذشته با ایزوکو کرده بود مانند خنجری در قلبش بود اما این خنجر بیشتر فرو رفته بود

#باکودکو #باکوگو #کاچان #کاتسوکی #ایزوکو #دکو #میدوریا #باکوگو_کاتسوکی #مای_هیرو #ایزوکو_میدوریا
دیدگاه ها (۱)

پارت۴(در عمق نگاه تو)بی‌درنگ کتش را برداشت و پوشید و به سمت ...

پارت۵ (در عمق نگاه تو)ایزوکو با لذت غذا را می‌خورد، و باکوگو...

پارت ۳(در عمق نگاه تو)برای لحظه‌ای باکوگو چیزی برای گفتن ندا...

پارت۲(در عمق نگاه تو)صدای منظم دستگاه‌های پزشکی، نخستین نشا...

بنظرم باکوگو بیشتر شبیه ددپوله#باکودکو #باکوگو #کاچان #کاتسو...

🛐🛐#باکودکو #باکوگو #کاچان #کاتسوکی #ایزوکو #دکو #میدوریا #با...

بلوغ بدجور رو کاتسوکی اثر گذاشته:)#باکودکو #باکوگو #کاچان #ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط