بی سبب بی آبرویم ڪردورفت

بی سبب بی آبرویم ڪردورفت
دیدنش را آرزویـم ڪـردو رفت

من ڪہ دستم هم بہ دستانش نخورد
مانده ام دل را چطور ازسینہ برد

اوڪہ رفتہ من چہ میگویم خدا
"مَرگ"بر این"روزگارِ بی وفا"
دیدگاه ها (۱)

صبی امتحان فیزیک اخرین امتحان...امتحان فیزیک بنظرتون قبول می...

عشقوم اعصابش خط خطیه فداششم من😍

ته تغاریا رو جدی بگیرید قدرتی دارن ک حتی پدرخانواده نداره......

در وصف تو گفتم همـه شـعری و ندیدیاز هــجر  تو  نـالــیدم و  ...

چه آسانبه مردم گفتمکه دیگر میانِ ما راهی نمانده است،که هر کد...

آرزو حاجی خانی ، غزل مثنوی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط