هم کوچ ابرهای زمستانی ام ،نرو

هم کوچ ابرهای زمستانی ام ،نرو
حالا که با تو گرم غزل خوانی ام ،نرو
یک جرعه تا بهار نمانده مسیح من !
خورشید وعده داده که بارانی ام ،نرو
بی تو تمام ثانیه ها درد می کشم
تشویش و شور و وعده ی پنهانی ام ،نرو
این فصل ها که بی تو به پایان نمی رسد
ای آشنا به درد و پریشانی ام ، نرو
تندیس بوسه های زمستان شدم ،ببین !
آغوش امن لحظه توفانی ام ، نرو
همراه وعده های زمستان نشو ، بمان
بسپار دل به گرمی مهمانی ام ،نرو
دیدگاه ها (۹)

" بی تو مهتاب شبی " * نه ! شب توفانی بودآسمان بغض بدی داشت و...

" بی تو ،مهتاب شبی ،نه ! شب توفانی بودآسمان بغض بدی داشت و ب...

کجا هستی تو ای جانم چه دلتنگم نمی دانیکزین اشعار غمبارم غم م...

کجا هستی تو ای جانم چه دلتنگم نمی دانی کزین اشعار غمبارم غم ...

مهربان آمدی ـ‌ ای عشق! به مهمانی منپر شد از بوی خوشت خلوت رو...

...خواندم که بدانی دل در تاب و تبی رفتبـا زمـزمـه عـشـق بـه ...

...تو آن ابر بهارانی و من چون شعر بارانیپریشان کرده‌‌ای ما ر...

نامه خاص

زهر ترین زاویـــه ی شوکرانمرگ ترین حقه ی جادوگرانداغ ترین شه...

برای دانلودودریافت کلی محتواهای جذاب عضو کانالم باشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط