دیشب تو را چون گوهر نایاب دیدم

دیشب تو را چون گوهر نایاب دیدم
چشمان زیباے تو را در خواب دیدم
دیدم ڪه میبینی مرا میخندے از دور
دست و دل و اندیشه را بی تاب دیدم
دیدم نشستی روبرویم شعر خواندے
شعرے پر از زیبایی و مهتاب دیدم
دیدم ڪه مستم خواب هم چون روشناییست
یڪ جام لبریز از شراب ناب دیدم
شاید همیشه در همین حالم بمانم
تعبیر خواب دیشبم در آب دیدم
روشن شد آن چشمان بیمارم دوباره
تصویر زیباے تو را در قاب دیدم ..!!
دیدگاه ها (۱۹)

نزن بـــــاران که مــــن یاری ندارمبه این بـــــاران شــب کا...

چه تابستان پر دردی دلم پاییز می خواهد،شبیه کودکی تشنه، تو را...

تا انارستان پشت خانه ام فاصله یک نرده ودیواربود مینش...

گاهی دلم برای تو دل تنگ می‌زندیادِ تو بر سه تارِ دلم چنگ می‌...

بهترین شعرے که خواندم بے گمان چشمان توست  آنچه مستم میکند در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط